كه در او نهفته است نائل گردد بهر تقدير سبب نقص و امكان و تركيب از قوه و فعل است و ساحت كبريائى منزه از نقص و تركيب خواهد بود .
قوله ( ع ) و لا كان مستوحشا قبل ان يبتدع شيئا :
همچنين ساحت كبريائى منزه از آنست كه قبل از خلق و ايجاد مخلوقات از تنهائى و بىمونسى به حالت وحشت بسر مىبرد و در اثر ايجاد موجودات و اشياء رفع وحشت و تنهائى خود را نموده باشد .
قوله ( ع ) : و لا يشبه شيئا :
سبب رفع وحشت و موجب انس همانا خلق موجودى است كه تناسب روانى با شخص مستأنس داشته باشد بديهى است كه مخلوق و آفريده هرگز شباهت با خالق و آفريدگار نخواهد داشت تا چه رسد كه سبب انس او گردد گذشته از اينكه عروض حالت وحشت از ضعف وجودى است و ساحت كبريائى منزه از نقص و امكان است .
با اينكه مخلوقات و اشيائى كه مورد افاضه قرار ميگيرند عبارت از وجودات شريفى است و رشحات درخشان است چگونه تصور ميرود كه از خلق و آفرينش آنها ساحت كبريائى استيناس نمايد و تنهائى و وحشت خود را رفع نمايد ساحت قدس از اين گونه پنداشتها منزه است .
قوله ( ع ) : و لا كان خلوا من الملك قبل انشائه و لا يكون منه خلوا بعد ذهابه :
از نظر اينكه ذات كبريائى واجب الوجود و بمنزلهء همه اشياء بر وجه اعلى و اشرف است از نظر اينكه وجود او حقيقى قائم بذات و فوق تمام است بر اين اساس فاقد شأنى از وجود و لوازم و كمال آن نخواهد بود امر وجودى و كمالى از
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٠٠