از برگهاى درختان دارد كه از چه ذرهاى از خاك و نور و خورشيد و آب و هوا عوامل سير و تكامل هر يك از برگهاى درختان جهان رشد نموده است كه زياده بر تصور بشر است اين چنين علم و احاطه شهودى لا محاله بايد از پرتو كبريائى باشد كه علم ثابت ازلى و زياده بر تصور بشر است و مىتوان تعبير نمود با عجز باينكه زياده بر اين تصور نميرود .
كه علم و احاطه ساحت كبريائى بطور علم كل الهى است كه
( لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
) كه ساحت كبريائى معرفى فرموده است .
و جمله لا يعزب نافيه بنفى بطور اطلاق و ازل است كه هرگز از سعة علمى و شهودى ساحت كبريائى ذره و يا مثقالى در كرات بىشمار آسمان و در موجودات زمين نه كوچكتر و نه بزرگتر همه و همه در مقامى از مقامات علمى كبريائى ثبت و ضبط شده و در حيطه شهود است .
بعبارت ديگر آنچه مورد دقت است كه بايد حل شود آنست كه احاطه علمى كبريائى بامور جزئى خارجى و حوادث نامتناهى جهان كه فقط از طريق احساس و تخيل ميتوان بر هر يك از آنها احاطه و آگهى يافت از چه طريق مورد احاطه شهودى كبريائى قرار مىگيرد با اينكه در باره ساحت قدس ربوبى نيروى حسى و خيالى محال است بجهاتى كه ياد آورى شد .
1 - از جمله امر خارجى در ساحت قدس تأثير داشته .
2 - ذات كبريائى فاقد علم بخارج باشد و از خارج احاطه بيابد .
3 - در علم كبريائى تغيير رخ مىدهد بالاخره قوام امر خارجى بجزئيت و تشخص آنست و جز از طريق احساس و تخيل نمىتوان بر آن آگهى يافت و ساحت كبريائى منزه از نقص و امكان و حدوث و تغير است .