تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
در خارج بطور حادثه جزئى رخ داده ولى علم و احاطه كبريائى و افاضة وجود بهر يك از خصوصيات بىنهايت علم كلى قيوميه است كه هر لحظه بر همه تحولات موجودات و حوادث آنها احاطه شهودى از ازل به آنها داشته و هرگز بر ساحت كبريائى او در اثر علم كلى و شهودى به همه خصوصيات نامتناهى هر يك از موجودات تغييرى و يا نقصى و يا تركيبى و يا كثرتى در علم كبريائى تصور نميرود و ميتوان اين چنين تعبير نمود با اينكه حقيقت علم و احاطه كبريائى بكليات حوادث و بجزئيات هر يك كه نامتناهى در نامتناهى است . اين چنين تعبير نمود كه علم و احاطه شهودى مقام كبريائى باثار و اشعه كبريائى خود در سرتاسر نظام بطور علم قيوميه كلى ثابت و ازلى است كه به همه جزئيات و كليات نظام بىنهايت امكانى يكسان احاطه قيوميه دارد بدون اينكه نقصى و يا حدوث و يا كثرتى و يا تغييرى تصور شود با اينكه علم ساحت كبريائى بموجودات امكانى به تبع و از پرتو ذات قدس و صفات واجبه است و مجهول الكنه مىباشد . ولى بطور حتم معرض عوارض و يا تغيير قرار نخواهد گرفت . و اشكال حدوث تغيير و يا حدوث و يا كثرت در باره علم ساحت كبريائى بامور و جزئيات از نظر قياس بعلم محدود بشر است كه فقط از طريق نيروى حس و يا خيال مىتواند بامور جزئى و حوادث خارجى راه بيابد و چنانچه ساحت كبريائى نيز مانند بشر علم و احاطه بامور جزئيه خارجى باشد نقص و تغيير حدوث و كثرت در علم لازم مىآيد . با توجه باينكه علم و احاطه كبريائى بطور وحدت حقيقى و احاطه قيومية بعوالم امكانى از ازل بطور ثابت بوده و خواهد بود همچنان كه عالم به سقوط هر يك از برگهاى درختان بر حسب آيه
( وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها
) نه فقط احاطه او بر سقوط هر يك از برگهاى درختان اقطار جهان است بلكه احاطه حقيقى بهر يك
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 95 | محمد حسينى همدانى نجفى