در نتيجه علم باشياء عين علم بذات كبريائى واحد بوحدت حقيقى است كه بعلم بذات كبريائى همين علم و احاطه شهودى باشياء و موجودات است نه بامر و علم ديگرى زيرا ساحت كبريائى كه اشياء و موجودات را از كتم عدم بعرصه هستى در آورده بحقايق و همه شئون آنها قبل از خلقت احاطه شهودى داشته و هرگز از خارج چيزى را استفاده نخواهد نمود .
در نتيجه علم كبريائى بموجودات امكانى عين ذات و نيز علم به همه موجودات و جزئيات است و كثرت متعلقات و معلومات نيز ضرر بوحدت حقيقى علم فعلى نخواهد داشت زيرا وحدت حقيقى علم مجهول الكنه مانند وحدت حقيقى وجود كبريائى است و كثرت معلومات هرگز سبب كثرت در ذات احديت كبريائى نخواهد بود .
زيرا كثرت معلومات بطور حلول نيست سبب تركيب ذات كبريائى نخواهد بود بلكه معلومات در آن مقام كبريائى موجود بوجود حقيقى نورى است مانند علم فعلى به آنها و اعلى و اشرف از وجودات عقلانى و طبيعى و نفسانى و مادى است و منافات ندارد كه معلومات و همه شئون آنها در مقامات امكانى كثرت نامتناهى داشته باشند و از مظاهر نازل علم و قدرت ساحت كبريائى خواهند بود .
از جمله اقوال در باره علم ساحت كبريائى باينكه علم بذات كبريائى عين ذات ازلى است ولى علم باشياء و موجودات امكانى او وجود عقل اول و صورتهاى است كه قائم باويند .
بديهى است لازم مىآيد كه ذات كبريائى بر آثار و مظاهر كبريائى خود در عالم امكان احاطه علمى نداشته جز توسط مخلوقى مانند موجود شريف عقل اول و آنچه در او نهاده شده است .
و نيز مراد از صورتهاى قائم بعقل اول بطور حصول باشد محال است زيرا علم بشىء در موجودات مجرد بطور حضورى خواهد بود .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 260
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٦٠