تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
وجوبى و همه شئون ذاتى و صفاتى آن قابل درك نخواهد بود و حقيقت توحيد و يكتاپرستى آنست كه جز ساحت كبريائى را مورد و شايسته الوهيت ندارد فقط ساحت او را بخواهد و توجه نمايد و جز او را مؤثر و مستحق مدح و حمد نداند و هرگز به غير ساحت كبريائى توجه ننمايد . هم چنان كه خلوص در توحيد به آنست كه خود و موجودات را رابطه محض و قائم بساحت كبريائى بداند و بطور شهود اين چنين رابطه‌اى را در قلب خود ثابت و مستقر نمايد . اين همان فناء و عدم توجه به خود و خلوص توجه قلبى بآفريدگار خواهد بود چنانچه بحقيقت از خود منقطع شود و عظمت و كبريائى اعماق قلب اهل ايمان را فرا بگيرد آنگاه بطور شهود خواهد يافت كه هر قدرت مستغرق و از شئون قدرت لا يزالى است و همچنين هر علم و احاطه از شئون علم كه پديده‌اى از او پنهان نخواهد بود و اراده‌اى نافذ نخواهد بود جز اراده قاهره كبريائى بلكه هر موجود و پديده‌اى و كمالى از فيوضات او است و علم ذاتى همچنين قدرت لا يزالى و اراده قاهره و همه صفات و تجليات او را شأنى از ظهور كبريائى بداند . همچنان كه به اين حقيقت ناظر است كريمه (
إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ
) شايسته الوهيت و مستحق معبوديت جز ساحت كبريائى نخواهد بود . قوله عليه السلام : و كمال توحيده نفى الصفات عنه بشهادة كل صفة انها غير الموصوف و شهادة الموصوف انه غير الصفة : قوام و حقيقت توحيد به آنست كه همه كمالات و آثار وجودى و تعينات امكانى او ظهورى از كبريائى است و در خلق و آفرينش كه يگانه وسيله افاضه است جز ساحت او دخالت ندارد و به هيچ چيزى وابسته نبوده و وساطت نخواهد داشت و صفت كمال غير ذات كبريائى مفهومى ندارد و از نظر كمال وحدت حقيقى اطلاق صفت كه در آن شائبه تعدد مفهوم داشته باشد منفى است و همه صفات كمال ذاتى