داشته است كه در بحث منابع « وافى » خواهد آمد .
استناد به تبادر
يكى از راههاى به دست آوردن ظهور كلمه ، توجّه به « تبادر » است . اصوليّون علاوه بر آنكه تبادر را يكى از علائم ظهور مىشمرند ، آن را نشانهء ظهور حقيقى ( معناى حقيقى ) يك واژه دانستهاند . « 1 »
تبادر عبارت است از سبق يك معنى از ميان معانى مختلف يك كلمه به ذهن شنونده ، به تعبير ديگر هرگاه فرد آشنا به زبان ، كلمهاى كه داراى چند معنى است مىشنود ، هر يك از اين معانى كه زودتر به ذهن او بيايد ، معناى متبادر از آن كلمه گويند .
فيض در « وافى » در مقام به دست آوردن معناى برخى از واژهها به تبادر استناد مىجويد . « 2 »
استفاده از علوم مختلف ادبى
در « وافى » گاهى براى به دست آوردن ظهور روايات از علوم مختلف ادبى ( صرف ، نحو ، معانى ، بيان و . . . ) استفاده شده است كه در فصل روشهاى فقه الحديثى فيض خواهد آمد .
تمسّك به قرآن و تفسير
فيض در هنگام شرح روايات از آيات قرآن و تفسير آنها كمك مىگيرد و بسيارى
هامش
( 1 ) . اصول الفقه ، ج 3 ، ص 139 .
( 2 ) . الوافى ، ج 7 ، ص 25 .