صغريات حجّيت « اصالةالظهور » مىباشند . « 1 »
فيض در اين زمينه در حدّ يك شاهكار زحمت كشيده است و مىتوان شرح لغتهاى روايات در « وافى » را از بزرگترين خدمتهاى اين دانشمند به سنّت دانست ، اگر به جمعآورى لغتهاى معنا شده در « وافى » بپردازيم ، يك مجموعهء بزرگ و عالى در « غريبالحديث » پديد مىآيد .
فيض از اينكه شارحان آيات قرآنى و روايات ، در كلام اهل لغت تتبّع و دقّت كافى اعمال نمىكند گلهمند است « 2 » و در شرح روايت ، لغتهاى مشكل آن را معنا مىكند و اين شيوه را در سر تا سر « وافى » به كار برده است .
نمونههايى از شرح لغتهاى فراوان را در ج 1 ، ص 247 - 249 و 474 - 475 و 487 - 488 ؛ ج 2 ، ص 29 و 30 و 140 و 141 و 486 و 487 ؛ ج 4 ، ص 156 و 157 و 227 و 228 ، ج 5 ، ص 1079 و 1080 ؛ ج 9 ، ص 1358 - 1360 مىبينيم تا آنجا كه در شرح يك روايت گاهى حدود شصت كلمه را معنا مىكند . « 3 »
در هنگام تبيين معناى لغوى كلمه به قرائتهاى مختلف يا نسخه بدلهاى آن و نيز معناى كلمه در زمان صدور روايت توجّه دارد ؛ زيرا گاهى يك كلمه اكنون در معنايى به كار مىرود كه در زمان معصومين عليهم السلام به اين معنا نبوده است ، لذا نمىتوان روايت را بر طبق معناى فعلى تبيين كرد . به چند نمونه بنگريد :
1 - در حديثى از امام على عليه السلام مىخوانيم :
السُّنَّةُ سُنَّتانِ ، سُنَّةٌ فى فَريضَةٍ وَ سُنَّةٌ فى غَيْرِ فَريضَةٍ .
فيض در شرح آن مىفرمايد : سنّت در لغت به معناى روش مىباشد و مراد از آن در
هامش
( 1 ) . مظفر ، اصول الفقه ، ج 3 ، ص 139 .
( 2 ) . الوافى ، ج 6 ، ص 245 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 161 - 164 .