اهميت نمىدادند و در آن شركت نمىكردند .
ممكن است از اين دو روايت برداشت كنيم كه برخى از صحابه و شاگردان ائمة عليهم السلام ، نماز جمعه را واجب تعيينى نمىدانستند .
مرحوم فيض مىفرمايد : سرّ سستى شيعه نسبت به شركت در نماز جمعه و عدم حضور در آن ، ناشى از عدم اعتقاد به وجوب نبوده است ، بلكه سبب آن يك اصل مذهبى شيعه است و آن اينكه اقتدا به امام مخالف و فاسق را جايز نمىدانستند .
در عصر ائمه عليهم السلام ائمهء جمعه غالباً از مخالفين و منصوبين از طرف خلفاى گمراه و ظالم بودهاند . شيعه اقتدا به آنها را جايز نمىدانست .
از طرف ديگر شيعيان نمىتوانستند نماز جمعهء مستقلى داشته باشند لذا در منزل نماز ظهر خود را اقامه مىكردند ، سپس ( گاهى هم ) در نماز جمعهء آنها شركت مىكردند .
اتّفاقاً زراره و عبدالملك هر دو از اهالى كوفهاند كه از مشهورترين شهرهاى كشور اسلام در آن زمان محسوب مىشد و امام جمعه آن از ( فاسقان و ) منصوبان از طرف خلفا بودهاند .
چون اين مطلب بر فقهاى متأخر مخفى مانده است ، قائل به وجوب تخييرى نماز جمعه شدهاند ، حال آنكه واجب تعيينى است . « 1 »
ج - امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
لايَنْقُضُ الْوُضُوءَ الّا حَدَثٌ وَالنَّوْمُ حَدَثٌ ؛ وضوء تنها با حدث باطل مىشود و
هامش
( 1 ) . الوافى ، ج 8 ، ص 1128 . فيض در كتاب « الشهاب الثاقب » در اين مسئله بحثى مفصل دارد . در بين فقهاء در وجوب تعيينى يا تخييرى نماز جمعه اختلاف وجود دارد . براى اطلاع از آن به فقه مراجعه شود ، خود مرحوم فيض قائل به وجوب تعيينى است .