و - در روايتى آمده است :
الا اخْبِرُكُمْ بِالْفَقيهِ حَقَّ الْفَقيهِ ، مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِاللَّهِ وَلَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ عَذابِ اللَّهِ وَ لَمْ يُرَخِّصْ لَهُمْ فى مَعاصِى اللَّهِ وَ لَمْ يَتْرُكِ الْقُرآنَ رَغْبَةً عَنْهُ الى غَيْرِهِ « 1 » ؛ آيا فقيه واقعى را به شما معرفى كنم ؟ ! او كسى است كه مردم را از رحمت الهى مأيوس نسازد ، آنها را نسبت به عذاب الهى بىخيال و بىپروا نكند ، آنها را نسبت به ارتكاب معاصى جرئ نسازد و با روى آوردن به كتابهاى ديگر قرآن را ترك نكند .
مرحوم فيض در شرح اين روايت مىفرمايد : سرّ آنكه امام عليه السلام فقيه واقعى را با اين صفات سلبى معرفى مىكند آن است كه در هر زمان اكثر كسانى كه نزد تودهء مردم به نام « فقيه » و دانشمند شناخته مىشوند به يكى از اين امور چهارگانه متّصف هستند .
گويا امام عليه السلام به علماى سوء و فقهاى دروغين كنايه مىزند و با هر جمله ، مكتبى از مكتبهاى انحرافى در اصول يا فروع را ردّ مىكند .
جلمه اول : « مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِاللَّهِ » اشاره به كسانى دارد كه در تكاليف شرعيه سختگير بودند ؛ نظير خوارج ، يا قائل به مجازات ابدى براى فاعل گناه كبيرهاند ؛ نظير معتزله .
جملهء دوم : « وَلَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ عَذابِاللَّهِ » كنايه به كسانى است كه صرف اعتقاد صحيح را كافى دانسته و دل به شفاعت بستهاند ؛ نظير مرجئه و هم فكران آنها .
جملهء سوم : « لَمْ يُرَخِّصْ لَهُمْ فى مَعاصِى اللَّهِ » اشاره به كسانى نظير اكثر متصوفه
هامش
( 1 ) . الوافى ، ج 1 ، ص 163 .