تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آراء فقهى ملامحسن فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠

76 طلاق و صيغهء آن

مشهور فقها در صيغهء طلاق ، شرط كرده‌اند ، كه صراحت داشته باشد ، و به الفاظ مخصوصى اجرا گردد . شهيد اوّل در لمعه گفته است : صيغه ، يكى از اركان طلاق است ، و لفظ صريح صيغهء طلاق : انتِ يا هذه ، يا فلانه ( نام زن ) ، يا زوجتى ، طالق است ، بنابراين انتِ طلاق ، يا انتِ من المطلّقات ، يا انتِ مطلّقة ، كفايت نمىكند . همچنين كفايت نمىكند : طلّقتُ فلانة ، بنابر قولى ، همچنين نزد ما شيعه ، كلمهء سَراح ، فِراق ، به جاى طلاق ، اعتبارى ندارد ، ونيز كلمهء خليّه و بريّه « 1 » بى اعتبار است ، اگر چه به آنها قصد طلاق كند . « 2 » ملّامحسن فيض عقيدهء مشهور فقها را نمىپذيرد ، و هر صيغه‌اى كه طلاق را برساند چه صريح ، و چه كنائى ، معتبر مىشناسد . و معتقد است كه طلاق با آن صيغه‌ها ، واقع مىشود ، و در اين باره گويد : در اجراى صيغه‌هاى طلاق ، آنچه معتبر است ، قصد انشاءِ طلاق است ، چنان كه در عقود نيز گفتيم كه قصد انشاء ، معتبر است . « 3 »
هامش
( 1 ) برخى از كلماتى كه در بالا آمده‌اند به طور خلاصه معنى مىشوند : سَراح ، رها كردن و فرستادن است . ( منتهى الارب ) انتِ سَراح ، كنايه از طلاق است يعنى تو ( خطاب به زن ) رها شده‌اى ، فراق به معنى مفارقت و جدائى ، خَليّة در اصل شتر ماده‌اى است كه زانويش را گشوده و رها كرده‌اند ، و آن را كنايه از طلاق ، گرفته‌اند ؛ انتِ خليّة يعنى تو رها شده‌اى ( منتهى الارب ) بريّه نيز چون خليّه بمعنى رهايى و كنايه از طلاق است . ( 2 ) - ترجمه لمعه ، چاپ اوّل ، ص 275 ، در آغاز كتاب طلاق . ( 3 ) - مفاتيح الشرايع : ج 2 ، ص 315 .