68 در عقود ، ايجاب و قبول لفظى لازم نيست بيع ، معاطات صحيح و لا زم است
ملّامحسن فيض در اين باره گويد : « 1 »
ظاهر ، آن است كه صِرف تراضى ( متعاقدين ) و داد و ستد ( بدون لفظ ) كافى است در صحّت بيع ، مشروط بر اينكه قرينهاى وجود داشته باشد كه دلالت بر بيع كند ، آن گونه كه اشتباه مرتفع گردد ، و جائى براى اختلاف و نزاع متعاقدين باقى نماند . و اين تراضى و قبض و اقباض ، گاه به وسيلهء لفظى از طرفين ، تحقّق مىيابد ، كه دلالت بر آن دارد ، مثل آنكه فروشنده مىگويد : بعتُ ، يا ملّكت ، و امثال اين صيغهها در ايجاب ، و خريدار مىگويد : اشتريت ، و قبلتُ ، و مانند اين صيغهها در قبول و گاه به غير لفظ ، بيع ، تحقّق پيدا مىكند ، مثل اينكه به وسيلهء دست ، داد و ستد مىكنند ، و تحويل مىدهند و مىگيرند ، با وجود قرائن ، بر اينكه اين عمل ، بيع است ، چنان كه شيخ مفيد نيز همين نظر را دارد ، زيرا نصوص كتاب و سنّت كه دالّ بر حلّيّت ، و انعقاد بيع است ، مطلق است ، و مقيّد به صيغهء خاصّى نشده است ، و دليل ديگرى نيز بر لزوم صيغه و لفظ ، وجود ندارد . و وادار كردنِ مردم كه فقط از لفظ بيع ( از قبيل بعتُ و ملّكت ) ، بيع را بفهمند از قبيل چيستان و معمّى است كه شايستهء
هامش
( 1 ) - مفاتيح الشرايع : ج 3 ، مفتاح 896 ، ص 48 .