تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
بر آن مجبول « 1 » و مفطور « 2 » ؛
« فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها »
« 3 »
.
آن يار كه غير او « 4 » مرا يارى نيست * وز گلشن وصل او مرا خارى نيست گر كُنه حقيقتش خفائى دارد * در هستى ذات او خفا بارى « 5 » نيست

درِ دويم : در يگانگى حق جلّ و عزّ

ببين « 6 » كه اجزاى جهان چون به هم پيوسته است و هر جزوى مدد ديگرى مىكند و هر يكى « 7 » از ديگرى منتفع مىشود .
آسمان مرد و زمين زن در خرد * هر چه آن انداخت اين مىپرورد چون نماند گرميش بفرستد او * چون نماند تريش نم بدهد او هست سرگردان فلك اندر زمن * همچو مردان گرد مكسب بهر زن وين زمين كدبانويىها مىكند * بر ولادات و رضاعش مىتند
و همچنين نباتات و حيوانات خدمت يكديگر مىكنند و افراد بنىآدم در زراعات و تجارات و مكاسب از يكديگر بهره مىگيرند .
هامش
( 1 ) . جِبِلَّت : خلقت ، طبيعت ، سرشت ، فطرت . سرشته شده . ( 2 ) . خلق شده و پيدا گرديده . نسخهء « م » و « ث » : « مفطور است » . ( 3 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « دين اسلام دينى است كه حق‌تعالى مردمان را به آن امر فرموده و در سرشت ايشان مركوز گردانيده » . روم ، آيهء 30 . ( 4 ) . نسخهء « ق » و « م » و « خ » : « آن » . ( 5 ) . كلمهء تقليل مانند « القصه » و « به هر حال » كه با آوردن آن ، سخن را مختصر مىكنند . ( 6 ) . نسخهء « م » : « بِه بين » . ( 7 ) . نسخهء « م » و « ث » : « هر يك » .