فرقهء ناجيهاند به فارسى بنويسد براى ارشاد سالكان مبتدى مبنى بر بيان و تبيانى كه حقتعالى در محكمات قرآن فرموده ، و مُنبىء « 1 » از دليل و راهى كه پيغمبر ما صلى الله عليه و آله و سلم در جوامع كَلِم بيان نموده ، نه حمل طبايع بر مجردِ تقليدِ شرع و محضِ همراهى آن ، بلكه تنبيه « 2 » عقول مستقيمه به تنبيهات الهى از روى بصيرت و ايقان « 3 » ، و تبصير « 4 » قلوب سليمه به دلالات و ارشادات حضرت رسالت پناهى ، به حسب علم و عرفان ؛ چه هدايت انبيا - صلوات اللَّه عليهم - در تكميل خلايق بس است ، و براهين خداى عز و جل اقوى و اتمّ و ادلّ از دلائل همه كس است و اگر چه همه از آن جناب مقدس است ؛ « فَلَيْسَ بَعْدَ بَيَانِ اللَّهِ بَيَانٌ فَأَصْغِ الَيْهِ وَ لَاتَسْتَهْوِ عَقْلَكَ حَيْرَانَ » « 5 » .
كسى كو عقل دورانديش دارد * بسى سرگشتگى در پيش دارد
ز دورانديشى عقل فضولى * يكى شد فلسفى ديگر حلولى
پس ساعتى چند از اوقات ، صرف اين مهم نمودم و اين هشت « در » كه به منزلهء درهاى بهشت است « 6 » بر روى اهل ايمان گشودم و به « ترجمة العقايد » موسوم ساختم . « وَبِاللَّهِ التَوْفِيقُ » .
هامش
( 1 ) . خبر دهنده .
( 2 ) . هوشيار كردن .
( 3 ) . باور كردن ، يقين كردن .
( 4 ) . بينا كردن .
( 5 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « پس نيست بعد از بيان خداى تعالى بيانى ، پس گوش فرا دار و عقل خود را در حيرت گمراه مكن » .
( 6 ) . نسخهء « ث » : « كه به مثابهء هشت در بهشت است » ؛ نسخهء « م » : « كه به مثابهء درهاى بهشت است » .