عظمى مستسعد « 1 » و به نعيم ابدى عقبى فائز شوند « 2 » .
و كتب و رسل نيز به جهت اين مطالب نازل و وارد است ؛ چنان كه عقول صحيحه و نُقول « 3 » صريحه بر آن « 4 » ، دليل و شاهد است .
و هر كه اصول اين دانشها را به اعتقاد جازم در زمين دل خود بكارد و به آب مجاهده و عمل صالح در دنيا پرورش دهد در آخرت از براى او درختى شود كه در سايهء آن استراحت كند ، و هر ميوه كه دلش آرزو كند از آن بچيند ، و هرگز ثمرهء آن آخر نگردد . « طُوبى لَهُ وَ حُسْنُ مَآب » « 5 » .
و آن اصول در قرآن مجيد به دلائل واضحه مبيّن شده ، بر نهجى « 6 » قريب كه هم خواص را از آن بهره است و هم عوام را نصيب . ليكن اكثر مردمان از آن اعراض نموده ، طرق ديگر از براى تحصيل آن پيدا كردهاند ، و خود را از مطلب دور افكنده ، و به راههاى مختلف رفتهاند .
كأنّ طريق دلالت را از قرآن نيافتهاند ، يا دلائل خود را اقوى از حجج حق گمان كردهاند . « تَعَالَى اللَّهُ عَنْ ذَلِكَ » « 7 » .
بنابر اين ، فقير حقير « 8 » ، خاك راه علما ، محسن بن مرتضى را به خاطر رسيد كه كلمهاى چند در بيان اصول عقايد دينيّه بر منهج اهل حق كه
هامش
( 1 ) . سعادتيافته ، نيكبخت .
( 2 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : قيل :به رخش علم و چوگان عبادت * ز ميدان در ربا گوى سعادت
تو را از بهر اين كار آفريدند * اگر چه خلق بسيار آفريدند( 3 ) . جمع نقل ، احاديث و اخبار .
( 4 ) . نسخهء « م » و « ث » : « به آن » .
( 5 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « شادى و خرمى ايشان راست و بهترين بازگشتى » . اقتباس از آيهء 29 سورهء رعد .
( 6 ) . طريق ، راه .
( 7 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « بلندى دارد حقتعالى از آنچه گمان مىبرند » .
( 8 ) . نسخهء « خ » : « حقير فقير » .