ملاقات كنند پس مصافحه نمايند ، نازل سازد حقتعالى رحمت بر ايشان ، پس نود و نه حصه « 1 » مر آن را باشد كه دوستىاش بيشتر باشد نسبت به آن ديگر ، پس چون يكديگر را در بر گيرند فرا گيرد ايشان را رحمت ، پس هر گاه بنشينند و با يكديگر سخن گويند حافظان اعمال به يكديگر گويند : بياييد از ايشان جدا شويم ؛ شايد ايشان را سرّى باشد كه حقتعالى برايشان پنهان كرده باشد .
ثواب دوستى اهل ايمان با يكديگر
در حديث آمده : « إِنَّ الْمُتَحَابِّينَ فِي اللَّهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ قَدْ أَضَاءَ نُورُ وُجُوهِهِمْ وَ نُورُ أَجْسَادِهِمْ وَ نُورُ مَنَابِرِهِمْ كُلَّ شَيْءٍ حَتَّى يُعْرَفُوا بِهِ ، فَيُقَالُ : هَؤُلَاءِ الْمُتَحَابُّونَ فِي اللَّهِ » « 2 » ؛ يعنى آنانى كه يكديگر را دوست دارند از براى خدا ، روز قيامت بر منبرها باشند از نور و روشن كرده باشد نور روىهاى ايشان و نور بدنهاى ايشان و نور منبرهاى ايشان هر چيزى را تا آنكه معروف شوند به اين ، پس گفته شود اينانند كه يكديگر را دوست مىداشتند از براى خدا ، بىغرضى .
ثواب دعاى غايبانهء مؤمن
در حديث آمده : « دُعَاءُ الرَّجُلِ لِأَخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ يُدِرُّ الرِّزْقَ وَ يَدْفَعُ الْمَكْرُوهَ » « 3 » ؛ يعنى دعاى مرد از براى برادر مؤمنش « 4 » ، غايبانهء او ،
هامش
( 1 ) . نصيب ، بهره .
( 2 ) . كافى ، ج 2 ، ص 125 ، ح 4 ؛ بحارالأنوار ، ج 7 ، ص 195 ، ح 64 .
( 3 ) . امالى صدوق ، ص 455 ، ح 1 ؛ بحارالأنوار ، ج 90 ، ص 385 ، ح 9 .
( 4 ) . نسخهء « ق » : « دعاى مرد از برادر مؤمنش » .