و ابتدا به ظاهر ذِراعَين « 1 » ، مردان را و به باطن ، زنان را ، و صرف كردن مقدار يك مُدّ از آب كه عبارت است از ربع مَن تبريزى ، و ترك استعانت در ريختن آب .
و فائدهء وضو ، تنوير « 2 » دل است و تكفير « 3 » گناه و مُهيّا شدن براى عبادت إله .
و شرط است در نماز و طواف و مسّ كتابت قرآن . و مستحبّ است در همه حال ، خواه سببش حاصل شده باشد و خواه نه ، ارادهء فعل مشروط به آن داشته باشد يا نه ، وقت آن فعل در آمده باشد يا نه .
و حكمش باقى است مادامى كه به يكى از حدثهاى دوازدهگونه نشكند . امّا اگر بىحدث تازه كند ، نور رويش « 4 » بيشتر شود ؛ چه در حديث آمده كه وضو بر وضو نورى است بر نور و هر كه تازه كند وضو را بىحدث ، حقتعالى توبهء او را تازه كند بىاستغفار « 5 » .
و مؤكد است به جهت خواندن قرآن و نوشتن آن و حمل آن و دخول مسجد و مُهيّا بودن از براى نماز فريضه پيش از دخول وقت ؛ چه در حديث آمده كه حرمت نماز نداشته كسى كه وضو را تأخير مىكند تا وقت نماز درآيد .
و براى صلات جنازه و سجود شكر و سعى در حاجت مؤمن و زيارت قبر مؤمن و يكيك از مناسك حج و دخول بر اهل خود از سفر
هامش
( 1 ) . دو ذراع . ذراع : دست انسان از آرنج تا سر انگشتان ، ساعد .
( 2 ) . روشن كردن ، درخشان كردن .
( 3 ) . پوشاندن .
( 4 ) . نسخهء « م » : « در دلش » .
( 5 ) . « أَنَّ الْوُضُوءَ عَلَى الْوُضُوءِ نُورٌ عَلَى نُورٍ ، وَ مَنْ جَدَّدَ وُضُوءَهُ مِنْ غَيْرِ حَدَثٍ آخَرَ جَدَّدَ اللَّهُ عز و جل تَوْبَتَهُ مِنْ غَيْرِ اسْتِغْفَارٍ » ( منلايحضرهالفقيه ، ج 1 ، ص 41 ، ح 82 ؛ وسائلالشيعة ، ج 1 ، ص 377 ، ح 996 ) .