و - ملاى كاشانى از هر فرصتى براى بيان نكتههاى اخلاقى استفاده كرده است هر چند در آنجا بنا بر رسم كتابهاى فقهى تنها جايگاه استنتاجات فقيهانه باشد . مانند آنچه در پايان بررسى فقهى درباره آب كرّ و آب قليل مىگويد :
و هر كه در اين باب تأمل وافى كند او را از مرض وسواس ، شافى و در علم طهارت ظاهر ، كافى باشد .
و يا در پايان بحثهاى فقهى دربارهء گونههاى شك در نماز مىنويسد :
و شك نيست كه كثرت سهو و شك ، از غفلت و عدم اقبال روى دل به حق ناشى مىشود و بدا به حال كسى كه عبادت خدا كند و روى دلش به ماسوا باشد .
اگر نه روى دل اندر برابرت دارم * من آن نماز حساب نماز نشمارم
مرا غرض ز نماز اين بود كه پنهانى * حديث درد فراق تو با تو بگذارم
وگر نه اين چه نمازى بود كه من بى تو * نشسته روى به محراب و دل به بازارم
ز - دفتر فقه فيض سرشار از بينش توحيدى و نگاه عرفانى اوست . رگههاى اين نگاه والاى عارفانه را در بيشترينهء مباحث اين دفتر مىتوان يافت .
انتخاب روايات هر باب فقهى از شواهد گوياى اين نكته است . او احاديثى كه از لقاى خداوند ، قرب او و رضاى حق - سبحانه - سخن مىگويد بر روايات فراوانى كه از حور و غلمان و ميوههاى بهشتى گفت و گو مىكند ، ترجيح مىدهد و مخاطب خويش را بر معيار آن احاديث بلند و آسمانى به انگيزش الاهى وا مىدارد . نمونه را بنگريد : « ترجمة الشريعة » در ثواب سجده و در ثواب ذكر و در ثواب تعقيب نماز . نيز نگاه كنيد : « ترجمة العقايد » در شرح بهشت آنگاه كه مىنويسد :