و در كتاب « منلايحضرهالفقيه » از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : به درستى كه خداى عز و جل ندا مىكند هر شب جمعه از بالاى عرش از اوّل شب تا آخر : آيا نيست بندهء مؤمنى كه بخواند مرا از براى آخرت و دنياى خود پيش از طلوع صبح تا اجابت كنم او را ؟ آيا نيست بندهء مؤمنى كه بازگشت كند به سوى من از گناهان خود پيش از طلوع صبح تا توبهء او را بپذيرم ؟ آيا نيست بندهء مؤمنى كه تنگ كرده باشم بر او روزى را ، بطلبد از من زياده كردن روزى ، پيش از طلوع صبح تا زياده كنم روزى او را و فراخ گردانم بر او ؟ آيا نيست بندهء مؤمنى بيمار كه بطلبد از من كه شفا دهم او را پيش از طلوع صبح تا عافيت بخشم او را ؟ آيا نيست بندهء مؤمنى محبوس مغموم كه بطلبد از من كه بِرَهانم او را از حبس تا خالى كنم راه او را ؟ آيا نيست بندهء مؤمنى مظلوم كه بطلبد از من كه داد « 1 » او از ظالم بخواهم تا يارى كنم او را و داد او بخواهم ؟ فرمود : هميشه ندا مىكند به اين نهج تا صبح طلوع كند « 2 » . و در حديث ديگر از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده كه « خداى عز و جل فرشته را مىفرستد به آسمان دنيا هر شب ، در ثلث آخر شب و در شب جمعه از اوّل شب . پس مىفرمايد او را تا ندا كند : آيا سائلى هست تا بخشش كنم او را ؟ آيا تائبى هست تا بپذيرم توبهء او را ؟ آيا
هامش
( 1 ) . عدل ، انصاف .
( 2 ) . « إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَيُنَادِي كُلَّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ مِنْ أَوَّلِ اللَّيْلِ إِلَى آخِرِهِ أَ لَاعَبْدٌ مُؤْمِنٌ يَدْعُونِي لِآخِرَتِهِ وَ دُنْيَاهُ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأُجِيبَهُ ؟ أَ لَاعَبْدٌ مُؤْمِنٌ يَتُوبُ إِلَيَّ مِنْ ذُنُوبِهِ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأَتُوبَ عَلَيْهِ ؟ أَ لَاعَبْدٌ مُؤْمِنٌ قَدْ قَتَّرْتُ عَلَيْهِ رِزْقَهُ يَسْأَلُنِي الزِّيَادَةَ فِي رِزْقِهِ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأُوَسِّعَ عَلَيْهِ ؟ أَ لَاعَبْدٌ مُؤْمِنٌ سَقِيمٌ يَسْأَلُنِي أَنْ أَشْفِيَهُ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأُعَافِيَهُ ؟ أَ لَاعَبْدُ مُؤْمِنٌ مَحْبُوسٌ مَغْمُومٌ يَسْأَلُنِي أَنْ أُطْلِقَهُ مِنْ حَبْسِهِ فَأُخَلِّيَ سَرْبَهُ ؟ أَ لَاعَبْدٌ مُؤْمِنٌ مَظْلُومٌ يَسْأَلُنِي أَنْ آخُذَ لَهُ بِظُلَامَتِهِ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأَنْتَصِرَ لَهُ وَ آخُذَ لَهُ بِظُلَامَتِهِ ؟ قَالَ : فَمَا يَزَالُ يُنَادِي بِهَذَا حَتَّى يَطْلُعَ الْفَجْرُ » ( منلايحضرهالفقيه ، ج 1 ، ص 420 ، ح 1239 ؛ بحارالأنوار ، ج 80 ، ص 114 ، ح 25 ) .