يعنى خطبه « 1 » .
پس هر كه بعد از آن به مسجد آيد ، نيامده است او مگر براى حق نماز و او را از فضيلت پيش آمدن بهره نيست . و ساعت اوّل تا طلوع آفتاب است و دوم ، تا بلند شدن آن ، و سيوم تا پهن شدن شعاع آن بر وجهى كه قدمها گرم شود در زمين ، و چهارم و پنجم بعد از چاشت « 2 » بلند تا زوال .
و بعضى از علما گفتهاند كه در قرن اوّل ، وقت سحر و بعد از صبح ، راهها پر از مردمان مىبوده كه به ازدحام و چراغ مىرفتهاند به جامع « 3 » ، و اوّل بدعتى كه در اسلام حادث شد ترك زود رفتن به جامع بود در جمعه .
و شيخ صدوق رحمه الله در كتاب « دعائمالاسلام » « 4 » از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نقل كرده كه « مردمان در آمدن به نماز جمعه سه قسماند : مردى به جهت سخن گفتن و جدال كردن مىآيد و حظّ او ازجمعه همان است . و مردى ديگر وقتى مىآيد كه امام خطبه مىخواند ، پس اگر حقتعالى خواهد ، او را ثواب دهد و اگر خواهد محروم گرداند .
و مردى ديگر حاضر مىشود پيش از بر آمدن امام به منبر ، و نماز مىگزارد آن مقدار كه مقدّر شده باشد براى او با توجه و سكون تا آنكه امام به منبر برآيد و نماز ، منقضى شود ، پس نماز جمعه براى او كفّاره
هامش
( 1 ) . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم : « مَنِ اغْتَسَلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ غُسْلَ الْجَنَابَةِ ثُمَّ رَاحَ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَدَنَةً ، وَ مَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الثَّانِيَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَقَرَةً ، وَ مَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الثَّالِثَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ كَبْشاً ، وَ مَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الرَّابِعَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ دَجَاجَةً ، وَ مَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الْخَامِسَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَيْضَةً . وَ إِذَا خَرَجَ الْإِمَامُ حَضَرَتِ الْمَلَائِكَةُ يَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ » ( بحارالأنوار ، ج 86 ، ص 213 به نقل از شهيد ثانى در رسالهء اكمال الجمعة ) .
( 2 ) . هنگام صبح ، يك ساعت از آفتاب گذشته .
( 3 ) . مسجدى كه در آن نماز جمعه بخوانند .
( 4 ) . مؤلف كتاب دعائمالاسلام نعمان بن محمّد تميمى مغربى ( متوفاى 363 هجرى قمرى ) است .