و گاه مىگويند كه در زمان غيبت امام ، وجوب اين نماز ساقط است ؛ به جهت آنكه اين شرط مفقود است ، امّا استحباب ساقط نيست .
و گاه مىگويند : در زمان غيبت ، مجتهد ، قائم مقام امام است ، و بنابر اين بايد كه وجوب ساقط نشود .
و گاه مىگويند كه وجود مجتهد در كار نيست و حضور عدل كافى است و ترغيبات ائمّهء معصومين - صلوات اللّه عليهم - در احاديث ، جارى مجراى نصب ايشان است كسى را كه امامت تواند كرد و خطبه تواند خواند ؛ هر كه باشد .
و گاه مىگويند : پيشنماز مىبايد كه مجتهد باشد . و گاه مىگويند :
حضور مجتهد يا اذن او مىبايد و اگر چه پيشنماز ، ديگرى باشد .
و گاه مىگويند : وجوب اين نماز در حين غيبت امام ، تخييرى است نه عينى . و گاه مىگويند : در اين هنگام جايز نيست .
و گاه مىگويند تخييرى در انشاى نماز است و بعد از آنكه انشاى نماز شد بر همه كس فرضِ عين است كه حاضر شوند .
و گاه حضور سلطان عادل را تفسير به استيلا و سلطنت امام معصوم مىكنند ، و گاه به ظهور او ، و اگر چه تقيّه كند . و غير از اين اقوال مختلفه و كلمات متناقضه كه مستند ايشان در آنها متشابهات است كه عقول و آرا بر آن متّفق نمىتواند شد مگر آنكه بعضى در آن تقليد بعضى كنند و قومى « 1 » تابع قومى شوند ، همچنان كه كردهاند .
و چون اين طايفه رخصت ندادهاند كه بعد از موت ايشان ، كسى به قول ايشان عمل نمايد ، ما را چه لازم است كه متعرّض سخنان ايشان شويم ؛ خصوصاً [ كه ] كلام خدا و رسول خدا و ائمّهء هدى - صلوات اللّه عليه و
هامش
( 1 ) . نسخهء « ق » : « بعضى » .