حقّا كه رستخيز آمدنى است هيچ شك نيست اندر آن . 4 / 1053 .
بىچگونه : « به معنى غيرقابل وصف » :
گفت كه خداى من بىچون و بىچگونه است . 1 / 30 .
بىخيانت : « به معنى امين ، درستكار » :
كه من هستم شما را پيغامبرى بىخيانت . 5 / 1169 ، ح 3 .
بىدادى : « ظلم ، ستم » :
پس نگريدستم بىدادى مكند در اين . 3 / 611 .
بىراه : « در ترجمهء كلمهء فاسق به كار رفته » :
و بسيارى از ايشان بىراهاناند . 7 / 1809 ( سورهء 57 آيهء 27 ) .
بىسامانى : « در ترجمهء بغا آمده » :
مه مكروه كنيد به ستم كنيزكان شما را بر بىسامانى . 5 / 1116 ( سورهء 24 آيهء 33 ) .
بياوى گاه : اسم مركب در ترجمهء برابر كلمهء « نزل » به كار رفته است و ظاهرا غلط يا تحريف ماوى گاه است .
ما ساختهايم دوزخ مر كافران را بياوى گاهى . 4 / 937 ( سورهء 18 آيهء 102 ) .
پايندانى : « به معنى ضمانت و كفالت » :
كه كردستيد شما خداى را بر خويشتن پايندانى و نگاهبانى . 4 / 877 ( سورهء 16 آيهء 91 ) .
ترسكاران : « به معنى خداپرستان » يا « متواضعان » :
و يارى خواهيد در شكيبايى و نماز كردن ، كه آنست بزرگ مگر بر ترسكاران .
1 / 63 .
جهيدن : « دور شدن » :
و اگر مىخواهند به ايمان آوردن خيانت كردن ترا كه ايمان از دست تو بجهد .
3 / 592 .
داد ده : « به معنى عادل » :
گفت من اندر زمان ملكى داد ده زادم . 2 / 343 .
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 582
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٥٨٢