1 / 239 - 3 / 703 .
امّا برخى از واژگان ترجمهء تفسير طبرى :
با توجّه به گسترش معنايى واژگان ، در ادب فارسى كه خود مدلول مدلول نيازهاى جامعهاى متحوّل است و كاهش معنايى آن دسته از لغات كه به عللى از متن زبان خارج مىشود و واژههاى فراموش شده را تشكيل مىدهد ، در ترجمهء تفسير طبرى هم لغات و تركيباتى وجود دارد كه يا بكلّى متروك شده و يا تحوّل معنايى پيدا كرده است و از حوزهء كاربرد طبرى دور گرديده كه بههرحال براى بررسى در سير تحوّل تاريخى واژگان زبان فارسى و تهيّهء واژهنامهاى مستند بايد مورد توجّه محقّقين قرار گيرد ، تا آنان در تنظيم فهرستها از معيارهاى زبان علمى به دور نيفتند .
در سالهاى 1343 و 1345 اين بنده و همسرم مرحومه نصرت الزمان رياضى هروى - كه روانش شاد باد - به عنوان رسالهء پاياننامهء دورهء ليسانس ، 5 جلد از هفت جلد نسخهء مصحّحهء مرحوم حبيب يغمايى را برگزيديم و لغات و تركيبات و برخى نكات دستورى آن را استخراج كرديم ، كه اميد است به شرط وفاى عمر در نشر آن اقدام كنم .
آنچه ذيلا مىآيد - و نمىبايد از حدّ يك مقاله هم فراتر رود - بيان چند واژهاى است كه نمودار عظمت ، اهميّت ، دقّت و شايستگى اين كتاب گرانبهاست .
آهو كردن : « به معنى بد گفتن » :
طعنه زنند و زبان بازكنند به بد گفتن و عيب و آهو كنند كيش شما . 3 / 602 .
آورده : « به معنى : انگيخته ، گمارده ، منصوب شده » :
ابو بكر آوردهء خداى بود عزّ و جل و كسى ديگر نتوانستى بودن . 2 / 413 .
آوردن : « به معنى حاصل كردن » :
حسن گفت : پدرم از حرب معاويه چه آورد از بهر چون شما سپاه ، جز آنكه او را بدان زارى بكشتند . 5 / 1381 .
آمدن : « به معنى آفريده شدن » :
او بهتر داند كه از اين دو كدام بهتر و كدام بتر است كه از اين گل پيغامبران آمدند و نيكمردان كه از آتش نيامدند . 2 / 322 .
آمدنى : « به معنى رسيدنى ، مقابل رفتنى » :
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 581
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٥٨١