تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦

مفعول صريح ( بىواسطه )

استعمال حرف « مر » كه نشانهء مفعول صريح است و بنا به عقيدهء مرحوم استاد ملك الشعراى بهار 16 ظاهرا از اصطلاحات خراسان و از لهجهء درى است و در آثار نويسندگان اين خطّه شدّت و ضعف دارد ، منجمله در بلعمى به اندازه و در نوشته‌هاى ناصر خسرو بافراط و در تاريخ سيستان كمتر ديده مىشود ، در اين تفسير فراوان است از آن جمله : الف ) استعمال « مر » قبل از ضماير : نبود مر ايشان را بدان هيچ دانش . 4 / 919 . ب ) قبل از مضاف و مضاف‌اليه : گفت موسى مر جوان خويش را . 4 / 931 . پ ) قبل از صفت فاعلى مركّب مرخّم : پس يوسف مر شرابدار را گفت . . . 3 / 784 . ت ) قبل از اسم خاص : گفت موسى مر يوشع را . 4 / 931 . ث ) قبل از صفت به جاى موصوف : آن روز مر كافران را فر ديدار كردى . 4 / 937 . ج ) قبل از كنايات : گويند . . . مر آنانك بزرگ‌منشى كردند . 6 / 1460 . چ ) قبل از حاصل مصدر : و گويند : ما دست بازدارندگانيم خدايان ما را مر قافيه‌گوئى و شعرگوئى را ديوانه‌اى را . 6 / 1518 .

قيد و حروف

الف ) استعمال قيد در آغاز جمله : لاجرم خداى تعالى شما را عذاب فرستاد . 6 / 1548 .