اسلامى را از محمد بن حميد رازى فراگرفت و علم حديث را نزد وى تحصيل كرد و به مجلس درس احمد بن حماد دولابى كه ساكن دولاب يكى از قراء نزديك به رى بود حاضر مىشد . ديگر از كسانى كه در رى نزد او كسب علم مىكرد ، مثنى بن ابراهيم آملى بود .
طبرى در سال 253 به مصر و شام رفت و به منظور تحصيل در زمينه حديث در شهرهاى سوريه اقامت گزيد و از آنجا به بغداد مراجعت نمود و از آنزمان به جز دو سفر كوتاه كه به طبرستان كرد ، در بغداد در محلهء قنطرة البردان ساكن گرديد ، و تا آخر عمر در آنجا ماند و در 25 شوال سال 310 ه . ق مطابق با 923 م . درگذشت . وى تا ده سال پس از مراجعت از مصر پيروى از مذهب شافعى مىكرد . سپس فرقهاى براى خود بنيان نمود كه پيروان خود را « جريريّه » كه نام پدرش بود مىناميدند .
طبرى بر تمام فنون زمان خود دست يافته بود و از هريك از آنها اطلاع داشت ، تا به حدّى كه در تمام علوم و كمالات شخص منفرد به عصر خود گرديد . دربارهء او گفتهاند :
« همانند قارى قرآنى بود كه چيزى جز قرآن نداند و چون محدثى كه جز حديث چيزى نشنيده و مثل فقيهى كه به جز فقه چيزى نداند و شبيه يك نحوى كه معرفت به چيزى جز نحو نداشته و نظير حسابدارى كه چيزى جز حساب درك نكند و به انواع عبادت واقف و در اصناف علوم كامل بود . »
قرن سوّم هجرى آغاز نشده بود كه علوم اسلامى به مرتبهء كمال خود نزديك مىشد .
در اين زمان قواعد اساسى و پابرجاى علم فقه پىريزى مىگرديد و كتب صحاح در حديث نبوى تأليف مىشد و مفردات لغت عربى از افواه عرب جمعآورى و تدوين گرديده ، كتب سيره و غزوات و فتوحات اسلامى مدوّن مىگشت و اختلافاتى كه بين علماى نحو در كوفه و بصره وجود داشت مشخص و محدود مىشد . در اين دوره حوزههاى تدريس و انجمنهاى دانشوران و مباحثات علمى و فن تأليف تنها منحصر به كوفه و بصره و بغداد نبود ، بلكه از مشرق به فارس و خراسان و رى و ماوراء النهر امتداد يافت و از مغرب به شام و مصر و شهرهاى مغرب و اندلس . طالبان علم از هرسو به جانب آنها سفر مىنمودند . رى يكى از مراكز بزرگ فرهنگى بود كه در اين زمان درخشش شايان توصيف داشت .
شهر رى را پيش از اسلام مركز دينى و پايگاه مغان و زردشتيان مىدانستند . شهرى
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 518
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٥١٨