مبناى كار بنده در اين مورد ، تطبيق و مقايسهء آن بخش از ترجمهء تفسير روض الجنان و روح الجنان است كه به عنوان مجلّدات 16 و 17 به وسيلهء همكار عالم و دانشمندم دكتر ياحقى و بندهء ناچيز تصحيح شده است . 2
در تصحيح اين دو جلد از مجلّدات بيستگانهء تفسير ابو الفتوح - كه به دليل كهنگى نسخه ، نخستين مجلّداتى بود كه مقدّم بر ديگر مجلّدات تصحيح و چاپ شد - اساس كار مصحّحان نسخهاى بوده است نفيس و كهن از تفسير ياد شده كه از آيهء 49 سورهء احزاب ( 34 ) آغاز مىشود و تا آخر سورهء فتح ( 48 ) ادامه دارد . اين نسخه به شمارهء 1336 در كتابخانهء آستان قدس رضوى محفوظ است . 3 و در تاريخ ربيع الاول 556 ق به دست كاتبى آگاه و امين به نام حيدر بن محمّد بن اسماعيل بن سليمان ابراهيم اردلانى نيشابورى كتابت شده و از جهت اتقان ، اعتبار و اصالت ، كهنترين بخش از مجموعهء نسخههاى تفسير ابو الفتوح است كه تاكنون شناخته شده است . مصحّحان اين دو جلد از تفسير ابو الفتوح ، به شرح اين نسخه و ويژگيهاى آن در مقدّمهء جلد شانزدهم پرداختهاند ؛ پس پرداختن به وجوه مختلف اين نسخه و نقد و نظر در باب آن در حال حاضر ضرورتى ندارد . امّا آنچه در اين حال و مقام اهميّت دارد ، ذكر چگونگى ترجمهء آيات قرآنى اين تفسير است و بيان استحكام و درستى و اعتبار و استوارى و شيوايى مطالب و قوّت و احاطهء مترجم در نقل معادلهاى تازى به زبان فارسى ، و مقايسهء ترجمهء آيات اين بخش از قرآن كريم با ترجمهء پر ارج تفسير طبرى . توضيح مطلب اينكه ترجمهء آيات اين قسمت از تفسير ابو الفتوح با هيچكدام از نسخه بدلها - كه مربوط به نسخ ديگر تفسير ابو الفتوح است در قرون بعدى - چندان هماهنگى و همخوانى ندارد ، تا آنجا كه در تصحيح اين دو مجلّد مصحّحان كمتر مجال آن را داشتهاند كه از نسخه بدلها چيزى كه مفيد فايدهاى باشد بياورند ؛ و يا مثلا به موردى از نسخه بدلها برخورند كه متن اساس كارشان را مورد تأمل قرار دهد و احيانا انتخاب ايشان را در ترجيح كلمهاى بر كلمهاى ديگر - سواى آنچه در نسخهء اساس آمده است - دگرگون سازد ، و عجب اينكه همين قسمت از تفسير ابو الفتوح ، از جهاتى با ترجمهء تفسير طبرى كاملا قابل انطباق و مقايسه و سنجش است .
بيان اين نكته مىنماياند كه مترجمى دانشمند و فقيه و فارسىدان و آگاه به زبان تازى و فارسى چون ابو الفتوح رازى ، توانسته است با ذوق سليم و قوت طبع و احاطهء بر كلام ، به
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 302
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٣٠٢