يكى از فضيلتهاى زبان فارسى نسبت به ديگر زبانها اين است كه در پناه كلام خدا و سخن وحى از هرگونه نابودى و تعرّضى در طى روزگار مصون و بر كنار مانده است و در عين حال اين صفت و شأن و شوكت را داشته است كه بتواند در نخستين سدههاى نشر اسلام كلام حقتعالى و سخن وحى را به جان بپذيرد و همچنين در مواردى چند خود واسطهء انتقال و ابلاغ مفاهيم آسمانى به مردم ديگر جهان گردد .
انبوه قرآنهاى مترجم فارسى و تفاسيرى كه به زبان فارسى درآمده است ، از جهت كمّيت و كيفيّت ، مايهء بسى افتخار و مباهات است . اكثر كتابخانههاى ايران و از جمله كتابخانهء معظم آستان قدس رضوى ، از اين جهت گنجينهاى گرانبها و بىنظير است .
اشاره به قرآنهاى مترجم فارسى و تفاسيرى كه در اين مورد به زبان پارسى درآمده است ، محلّ بحث مفصّلى است ، امّا آنچه خواستم عرض كنم ، پرداختن به گوشهاى است محدود و اشارهاى مختصر و مجمل به متنى گرانقدر و نفيس از ترجمهء قرآن كريم كه ضمن تفسير ارجمند روض الجنان و روح الجنان مشهور به تفسير ابو الفتوح رازى ، آمده است و همچنين مقايسهء ضمنى آن با ترجمهء تفسير طبرى ؛ هم به اعتبار قدمت و كهنگى متن و هم به لحاظ اصالت و جزالت و محكمى و استوارى و نجابتى كه اين دو اثر نفيس دارند .
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 301
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٣٠١