به طور كلى ، كسى كه خواهان رسيدن به خواستهها و آمال خود مىباشد تنها كارى كه بايد بكند عمل كردن به چيزى است كه او را به خواسته و آرزوهايش مىرساند و رعايت كردن آدابى است كه در اين زمينه مقرر شده است ؛ مانند طهارت و استفاده از خوراك و پوشاك و مسكن مباح و حلال . پيداست كه تذهيب و تزكيه نفس دارويى نيست كه آن را از داروخانه خريد بلكه امرى است كه جز با سعى و كوشش آدمى به دست نمىآيد :
دوائك فيك و لاتبصر * و داؤك منك و لاتشعر
جهاد با نفس همان جهاد اكبر است كه جز با كوشش و تلاش انسان حاصل نمىشود « لَيْسَ لِلْإِ نْسان إِلّا ما سَعى » بنابراين ، گمان مبر كه اگر كسى از تهذيب نفس برخوردار باشد مىتواند تو را ، بىآنكه خودت سعى و كوشش كنى و زحمت بكشى ، مهذّب سازد . كدام نفس نيرومندتر و تواناتر از نفس نبوى است ؟ اما خداوند خطاب به او امر فرموده است : « إِنَّكَ لا تَهْدِى مَنْ أَحْبَبْتَ » پس ، از راه ائمه طاهرين منحرف نشو و جز طريقى كه به وسيلهء ايشان به تو نشان داده شده است مرو و از هيچ كس جز ايشان پيروى مكن و خود را پلى براى عبور هيچكس ، حتى اگر به نظر تو فردى پاك و پاكدامن باشد قرار مده ؛ چه رسد به اين كه در واقع فردى مزوّر و شياد باشد ، ولى به ظاهر خود را به عارفان الهى نسبت دهد .
آشكار است كه علم دعا و نقل ادعيه مأثوره ، همچنانكه در حرف الف كشف الظنون تحت عنوان الادعيه گفته است ، از فروع علم الحديث است و اين غير از علم حروف و خواص اسماء است كه در كشف الظنون ، در حرف حاء از آن نام برده و نام تقريباً دويست كتاب در اين موضوع را از جمله كتاب شمس المعارف احمد بونى ( متوفاى 622 ) و فتوحات ابن عربى ( متوفاى 638 ) نقل كرده و سپس عبارت ابن خلدون ( از بند 23 فصل ششم از كتاب اول ) را دربارهء علم حروف كه از زمان ظهور غلات صوفيه پديد آمد بازگو كرده است . ابن خلدون در بند 23 همين فصل از علم