انسانها توسط خداوند ، پيامبر و مؤمنان سخن رفته است :
وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ .
« 1 »
معرفت و حيانى چه سنخ دانشى است ؟
پس از روشن شدن مبادى دانش انسان اكنون بايد ديد كه شناخت پيامبرانه چه سنخ علمى است ؟ آيا از سنخ معرفت حسى - تجربى است و يا از نوع آموزههاى عقلانى و فلسفى ؟ و يا از سنخ ديگرى ؟ از جهت ديگر آيا وحى تشريعى از قبيل علم حضورى است و يا حصولى ؟ آيا علم اكتسابى است و يا علم موهبتى ؟ اين نكته روشن است كه وحى نبوى پديدهاى فرا طبيعى و خارج از قلمرو ابزارهاى عمومى معرفت است . از اين روى تا كسى در آن موقعيت قرار نگرفته ، تجربهء پيامبرانه را ادراك نكرده باشد ، از راز و رمز آن آگاهى ندارد و نمىتواند درباره ماهيت آن داورى كند .
با اين همه انديشهء جستجوگر بشر آرام ننشسته ، همواره در تحليل اين پديدهء الهى بر آمده ، و هر كس از زاويهء فهم خويش و به وسعت يافتههاى خود به تفسير آن پرداخته است .
1 - تحليل فلسفى وحى
در اين ديدگاه ، وحى استكمال و بالندگى عقل نظرى و عملى است و پيامبر كسى است كه تمام مراتب عقل نظرى و عملى را در پرتو ارتباط با عقل فعّال به فعلّيت تام رسانده و معرفت و حيانى ، مرتبهاى از معرفت عقلانى تلقى شده است .
برخى از حكماى اسلامى به ويژه مشايّيان ، بر اساس سلسله مراتب عقول عشرهء يونانى ، با كوشش عقلانى محض ، در صدد تبيين ماهيت وحى بر آمدند . ايشان بر
هامش
( 1 ) توبه / 105 .