انسان از موجودات ديگر ، تعقّل و خرد ورزى او معرّفى شده است . « 1 »
قرآن شاخص عمومى و عيار هر نوع انديشهاى را تطابق با عقل انسان مىشمارد :
فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ .
« 2 »
قرآن ، همچنان كه منطق عمومى انبياى الهى را ارائه برهان و اقناع فكرى مردم و برهان خواهى از مخالفان دانسته ، آيات و نشانههاى حق را تنها براى خرد پيشگان مفيد و مؤثر مىشمارد .
3 - تجربه درونى و شعور باطنى . غير از مبادى ياد شدهء معرفت ، يك راه ديگرى براى كسب آگاهى مقدور بشر است كه محصول حسّ و تجربه و يا استدلال عقلانى نيست ، بلكه تجربه درونى و كشف باطنى است . اين سنخ شناخت يك امر وجدانى و بصيرت باطنى و روشن بينى از اعماق حقايق است كه با معيارهاى تجارب علمى و براهين تطبيق نمىكند .
اگر مقدمات اين اشراق معنادار براى كسى فراهم شود ، ارزش معرفتى آن به مراتب برتر از شناخت ذهنى و حصولى است . زيرا شناخت عقلى شناختى غايبانه و خطاپذير است و شناخت حسّى ، بردى بسيار محدود دارد ، ليكن معرفت شهودى شناختى بىواسطه حضورى و دامن گستر است :
كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ .
« 3 »
در آيات ديگرى از قرآن كريم گزارش ملكوت و نهان عالم به برخى از انسانهاى برگزيده نقل آمده است . « 4 » همچنين در آياتى ديگر از مشاهده اعمال پيدا و نهان
هامش
( 1 ) اعراف / 179 .
( 2 ) زمر / 17 - 18 .
( 3 ) تكاثر / 5 - 6 .
( 4 ) انعام / 75 .