بنابر اين ، آنچه از اين دو دسته از اخبار - صرف نظر از صحت آنها - استفاده مىشود ، تعيين مصاديق و بيان شأن نزول در مورد اشخاص و اعلام قرآن است . اين اعلام شامل كسانى مىشود كه بطور كنايه آميز نام آنها اشاره شده يا حكمى آمده كه ناظر به حادثهاى بوده كه ذكر نام اشخاص طرف حادثه ضرورى بوده است .
اما اشكالى كه به اين روايات وارد شده اين است كه ذكر اسامى مخالفين و افشاگرى درباره آنها بر خلاف مصلحت سنجى قرآن و سرزنش رفتار گذشته آنان بويژه در جنگهاى بدر ، احد ، احزاب و حنين است ، چگونه مىتوان روش قرآن را كه هدايت و جذب است با دنبالكشى ، مچگيرى ، ملامت و تحقير كردن در فضاى فرهنگى عصر جاهليت مقايسه كرد ؟
پاسخى كه در اين باره قابل ذكر است ، اينكه درباره محتواى اين مصحف و خصوصيات روش حضرت اطلاعات درستى در دست نيست ، تا دقيقا قضاوت كرد چگونه شأن نزول و نام افراد ياد شده است ، اما از برخى روايات كه از حضرت به مناسبتهاى مختلف نقل شده ، شايد بتواند سياق بحث را روشن كند . به عنوان نمونه در ذيل آيهء
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً
( ابراهيم / 28 ) از حضرت نقل شده است :
« انّهم كفار قريش كذبوا نبيّهم و نصبوا له الحرب و العدوان » . منظور از كفّار ، كافران قريش بودند كه پيامبر خود را تكذيب و براى او جنگ و دشمنى بوجود آوردند .
و يا فرد ديگر از حضرت از مصاديق اين آيه مىپرسد ، حضرت