مصلحت باقى است نسخ حكم ، كار عبثى است كه حكيم تعالى آن را انجام نمىدهد و اگر باقى نيست چگونه خداوند آن را قبلا نمىدانسته است و اين مستلزم جهل و كشف خلاف است .
اين شبهه پاسخ بسيار روشنى دارد كه در كتب كلامى ما آمده است و آن اين كه مصلحت حكم مزبور ، موقتى بوده و به زمان خاصى تعلق داشته و با سرآمدن آن زمان معين ، مصلحت حكم نيز از بين مىرود و طبعا آن حكم نسخ مىشود . « 1 »
گذشته از اين بعضى از حكمها به خاطر امتحان اشخاص ابلاغ مىشود و مصلحتى در خود حكم نيست مانند ذبح فرزند ، كه حضرت ابراهيم به آن مأمور شد . رفع و نسخ چنين احكامى نه تنها ممكن ، بلكه لازم است . جالب اينكه درهمين تورات فعلى آيات متعددى وجود دارد كه همديگر را نسخ مىكنند مانند آياتى كه سن كسانى را كه بايد در خدمت خيمه اجتماع باشند تعيين مىكند كه در جائى 30 سال و در جائى 25 سال ذكر شده است « 2 » .
بههرحال از ديدگاه دانشمندان اسلامى امكان نسخ احكام و آيات قرآنى امر مسلم و پذيرفته شدهاى است و خود قرآن بهطور آشكار از آن خبر داده است :
ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
« 3 »
آيهاى را نسخ نمىكنيم و يا آن را از يادها نمىبريم مگر اينكه بهتر از آن و يا مانند آن را مىآوريم آيا نمىدانى كه خداوند به هر چيزى تواناست ؟
هامش
( 1 ) - رجوع شود به كشف المراد ص 358 و كتب كلامى ديگر .
( 2 ) - اين احكام به ترتيب در عهد عتيق ( تورات ) سفر عدد ، اصحاح 4 ، شماره 3 و اصحاح 8 شماره 24 و اصحاح 23 شماره 32 آمده است .
( 3 ) - سوره بقره ، آيه 106 .