مىكند تا شنونده يا خواننده خود راه بيفتد و با انديشيدن دربارهء آن دو نمونه و سنجش عملكرد آنها با يكديگر به نتايج مطلوبى دست پيدا كند :
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَ إِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ وَ ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ
« 1 »
و بر آنان داستان دو پسر آدم را به حق بخوان هنگاميكه هر دو قربانى كردند پس قربانى يكى قبول شد و از ديگرى قبول نشد ( يكى به ديگرى ) گفت : البته تو را مىكشم او گفت همانا خداوند از پرهيزگاران قبول مىكند اگر تو دست خود را دراز كنى كه مرا بكشى من دست خود را به سوى تو دراز نخواهم كرد كه تو را بكشم من از پروردگار جهانيان مىترسم من مىخواهم گناه من و گناه خود را بردارى تا از اصحاب آتش شوى و اينست جزاى ستمگران پس نفس آن ديگرى او را وادار به كشتن برادرش كرد پس او را كشت و از زيانكاران شد .
در اين آيات دو پسر حضرت آدم به نامهاى هابيل و قابيل با يكديگر مقايسه شدهاند و هابيل يعنى برادرى كه قربانى او قبول گرديد و به دست برادرش كشته شد نمونهء الگوى انسان خوب و قابيل برادر ديگر كه قربانى او قبول نشد و دست به جنايت زد و برادر خود را كشت نمونهء انسان بد و شرور معرفى شدهاند .
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ . . .
« 2 »
هامش
( 1 ) - سوره مائده ، آيات 27 - 30 .
( 2 ) - سوره تحريم ، آيات 10 - 12 .