پس و پيش پيدا مىكند و همين تنوع و گستردگى مطالب است كه طراوت و تازگى قرآن را حفظ كرده و نشاط خواننده را سبب مىشود .
اگر عميقتر فكر كنيم خواهيم ديد كه مطلب از اين هم بالاتر است و علاوه بر تنوع مطالب طرز القاء مطلب هم صورتى ديگر دارد . به اين معنى كه قرآن مطالب را به صورتى و در قالبى ارائه مىدهد كه هر خوانندهاى مطابق با استعداد و قدرت انديشهء خود از آن بهرهمند مىشود ممكن است يك آيه براى كسى كه استعداد فكرى متوسطى دارد ، يكنوع معنى بدهد و همان آيه براى شخصى كه از استعداد بالائى برخوردار است نوع ديگرى معنى بدهد .
به عبارت ديگر آيات قرآنى بگونهاى است كه هركس به اندازه ظرفيت فهم و درك و مقام علمى خود از آن استفاده مىكند و با انس گرفتن با قرآن هربار كه آيهاى را مجددا مىخواند از آن مطلب تازهاى بدست مىآورد و شايد معنى اين جمله كه در بعضى از احاديث آمده همين باشد كه دربارهء قرآن فرمود : اقرء وارق يعنى بخوان و بالاتر برو .
بنابراين با خواندن مداوم قرآن فهم و درك انسان افزايش مىيابد و هربار كه آيهاى را بهطور مجدد مىخواند مطابق با فهم جديد خود از آن ، معناى جديدى درك مىكند . و لذا قرآن همواره براى او تازگى دارد و هر قدر هم پيش برود و سطح فكر او ارتقاء پيدا كند باز مجال براى درك معناى جديدترى وجود دارد و نمىتوان به تمام وجوه معانى قرآن و بطون مختلف آن دست پيدا كرد و لذا قرآن هميشه تازگى و طراوت خود را دارد .
شايد براى همين حقيقت است كه يكى از اوصاف قرآن « احسن الحديث » است يعنى زيباترين سخن تازه :
اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ