منظور از امالهء صغرى در مثالهاى فوق عدم اشباع فتحهء ما قبل الف است كه همان ترقيق الف مىباشد .
2 - امالهء كبرى يا تامّة : ميل دادن بسيار فتحه به طرف كسره و الف بجانب ياء است و قسمت اعظم موارد مختلفهء آن در اختلاف قرائات به كار ميرود مانند ؟ مجريها ؟
در آيهء 41 سورهء هود كه فتحهء راء بكسره ادا مىشود و براى اينكه اماله حاصل گردد بايد حرف مزبور اندكى كشيده شود و حفص راوى عاصم فقط اين كلمه را با امالهء كبرى خوانده .
حمزه و كسائى و حفص كلمهء مزبور را مصدر ميمى ( بر وزن مفعل ) دانسته و بشرح بالا امالهء كبرى نمودهاند قراء غير كوفى بضم ميم و الف بعد از راء « مجريها و مرسيها » قرائت كردهاند تا هر دو كلمه مشابه باشند و ابو بكر كلمهء اوّل را بفتح ميم و ترك اماله « مجريها » خوانده .
ابو رجاء عطاردى بنا بر فاعليّت از إجرى و إرسى از باب افعال بضم ميم و كسر راء « مجريها و مرسيها » خوانده تا صفت نام خدا باشد .
عمر بن عبد الرحمن بن محيصن و ابو بكر آن را اسم مكان دانسته و بفتح ميم و با الف بعد از راء و بدون اماله « مجراها و مرساها » قرائت كردهاند .
ابو عمرو و كسائى در تمام قرآن كلمهء
كافِرِينَ
را امالهء كبرى كرده و فتحهء كاف را بكسر خواندهاند .
وجه ديگر اماله اشعار به اين است كه اصل الف ، خود ممالهء از « ى » يا « و » مكسوره مىباشد مانند
زاغَ
( ميل بباطل كرد ) -
خافَ
( ترسيد ) كه در اصل زيغ - خوف بوده و ياء و واو متحرك ما قبل مفتوح ، قلب بالف شده است .
در كتب تجويد اماله بمعانى ديگر نيز نگاشته شده از جمله ميل دادن كسره به ياء است مانند بسم اللّه ولى مشهورترين آنها همانست كه فوقا گفته شد .
از مجموع نظرات بالا بطور خلاصه ميتوان گفت : اماله ميل دادن فتحه بكسره ، الف به طرف ياء ، ياء بجانب الف ، كسره بياء است - اماله ضد استعلاء است .