حسن و مجاهد و ديگران ، و برخى ديگر ، مانند سدّى ، كلبى و ابى صالح ، در تفسير قرآن شيوهء نكوهيده و نادرستى پيش گرفتند و به نقل روايات ضعيف در تفسير و احيانا ، اعمال رأى پرداخته و از حمل معانى نادرست بر قرآن پروا ننمودند .
ليكن متأخرين ، به تعبير شيخ « فكل واحد منهم نصر مذهبه و تأوّل على ما يطابق اصله » ، در واقع شيوهء تفسير به رأى يا به اصطلاح ديگر « تطبيق » را پيش گرفته و قرآن را تابع و فرع آراء خويش قرار دادند !
در اينجا شيخ به عنوان يك مفسر و فقيه عاليقدر دربارهء اين گونه آراء و اقوال تفسيرى چنين مىگويد :
« كسى نبايد در نقل قول از ايشان تقليد كند . در صورتى مىتواند نظرات آنان را بپذيرد كه دلايل صحيح عقلى و نقلى ، مانند : اجماع مفسران يا أخبار متواترى دربارهء آنها ، به دست آورده باشد . »
روشهاى تفسيرى
راه و روشى كه مفسر براى رسيدن به معنا و مراد آيه پيش مىگيرد ؛ روش يا منهج تفسيرى گويند . از دير زمان تاكنون ، ميان روشهاى مختلف تفسيرى و مذاهب فكرى در تفسير و تأويل قرآن ، خلط شده ، كه جا دارد در اين مختصر ، مرز ميان آنها بيش از پيش روشن گردد .
ما در اينجا ، شيوههاى تفسيرى را به پنج بخش تقسيم و تا حدّ توان اين رساله به بحث دربارهء آنها مىپردازيم :
1 - تفسير قرآن به قرآن
2 - تفسير موضوعى
3 - تفسير لغوى
4 - تفسير به سنت و اثر 5
5 - تفسير به عقل و درايت