1 - بىشك در هر زبانى ، الفاظ اين حالات را دارا هستند . يك مفسر ، علاوه بر نيكو دانستن آنها ، مىبايست با در نظر گرفتن شرايط لازم در مورد يكايك آن الفاظ ، قرآن را تفسير كند ؛ يعنى اگر لفظى عامّ است ، پيش از فحص و تحقيق دربارهء مخصّص داشتن يا نداشتن آن ، نمىتواند آن را تفسير نمايد . يا در موارد ديگرى چون :
مطلق و مقيّد ، مجمل و مبيّن ، مشترك لفظى و معنوى و . . . كه در چه شرايطى مطلق را بر مقيّد يا مُجمَل را بر مبيّن حمل نمايد ؟
شيخ ، در مقدمهء تبيان در مورد روش تفسير الفاظ مشترك كه احيانا وجوه متعددى را محتمل است ، مىگويد 62 :
« ما كان اللفظ مشتركا بين معنيين فما زاد عنهما و يمكن ان يكون كل واحد منهما مرادا فانه لا ينبغى ان يقدم احد به فيقول : ان مراد اللّه فيه بعض ما يحتمل - الا بقول نبىّ او امام معصوم - بل ينبغى ان يقول : ان الظاهر يحتمل لامور و كل واحد يجوز ان يكون مرادا على التفصيل . . . و متى كان اللفظ مشتركا بين شيئين او ما زاد عليهما و دل الدليل على انه لا يجوز ان يريد الا وجها واحدا ، جاز ان يقال : انه هو المراد . »
2 - سيماى ادبى و بلاغى قرآن ، بعد ديگرى از ابعاد اعجاز قرآن است .
چنان كه بيان شد بر مفسر لازم است ، علوم ادبى و بلاغى را به خوبى فرا گرفته تا در تفسير الفاظ و عبارات ادبى و بلاغى ، دچار اشتباه نگردد ، مثلا « مجاز » را از « حقيقت » و كنايه را از صريح ، به خوبى از هم بازشناسد تا مجاز را - مانند ظاهريّه - حمل بر مدلول لفظ نكند و از پراكندهگويى و تعارض بافى برحذر باشد .
با تأمل و تدبّر در آيات است كه مىتوان به وسيله انواع دلالتهاى التزامى ، تضمنى ، اشارهاى و اقتضاى آيات ، معانى آنها را به دست آورد . پر واضح است كه در تمام اين موارد ، استمداد از عقل و انديشه امرى بديهى است .
روش شيخ طوسى در تفسير تبيان ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: اكبر ايرانى قمى
ص١٠٢