رشد آثار آن بيشتر مىشود . « 1 »
ممكن است برخى گمان كنند كه انفاق تنها فلسفهاش پر شدن خلأهاى اجتماعى است . و لذا مىگويند اگر اين مسئله را حكومت و دولت به عهده بگيرد و با سازمانى كه تشكيل مىدهد مشكلات فقر و مسكنت را حلّ نمايد ، ديگر نيازى نيست كه به صورت انفاقهاى فردى صورت گيرد . ولى اين چنين نيست . يعنى انفاق تنها فلسفهاش پر شدن خلأها نمىباشد بلكه رابطهاى با « ساخته شدن » دارد .
اينكه انسان چيزى داشته باشد و از خود جدا كند و مظهر رحمانيّت پروردگار بشود نقش بزرگى در ساختن انسان دارد . فلسفه انفاق انسان سازى است ، زيرا كه انسانها در سايه گذشتها ، بخششها و ايثارها روحشان روح انسانى مىگردد .
اين نكته از قرآن مجيد به خوبى بدست مىآيد ، آنجا كه خطاب به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله مىفرمايد :
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ . .
« 2 »
در اين آيه به همان فلسفه سازندگى صدقه اشاره مىنمايد ، نه به فلسفه اجتماعيش ، يعنى سير كردن شكم مستمندان . زيرا مىفرمايد : از اموال آنها صدقه بگير كه به وسيلهء آن آنها را پاكيزه مىكنى ، آنها را رشد مىدهى . درست مثل گياهى كه با وجين كردن رشد بيشترى مىيابد ، و اصولا هر موجود زندهاى اين چنين است كه گرفتن آنها مساوى با رشد بيشتر آن است . « 3 »
پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و إله در مورد رشد و افزايش مال انفاق شده ، سخنى زيبا و پربار بيان فرمودهاند :
« ما تصّدق احد بصدقة من طيّب - و لا يقبل الله الا الطّيب - الّا أخذها الله
هامش
( 1 ) . مثالهاى زيباى قرآن ، ج 1 ، ص 108 .
( 2 ) . توبه / 103 : از اموال آنها صدقهاى بگير ، تا بوسيله آن ، آنها را پاك سازى و پرورش دهى !
( 3 ) . آشنائى با قرآن ، ج 8 ، ص 135 تا 137 ، با تلخيص . و بنگريد به : تفسير فى ضلال القرآن ، ج 1 ، ص 207 .