بروياند كه در هر خوشه يكصد دانه باشد ، و خداوند آن را براى هر كس بخواهد ( و شايستگى داشته باشد ) دو يا چند برابر مىكند و خدا ( از نظر قدرت و رحمت ) وسيع و ( به همه چيز ) داناست . »
نكتهء قابل توجّه در اين آيه آن است كه كسانى كه در راه خدا انفاق مىكنند به دانه پر بركتى كه در زمين مستعدى افشانده شود تشبيه گرديدهاند ، در حالى كه اين اشخاص نبايد به دانه تشبيه شوند بلكه انفاق آنها بايد به دانه تشبيه شود ، و يا خود آنها را به كشاورزى كه دانه مىافشاند تشبيه كنند ( و لذا مفسران گفتهاند آيه داراى كلمهء محذوفى است ، يا كلمهء « صدقات » قبل از « الذين » يا كلمه « باذر » قبل از « حبّه » در تقدير است ) .
ولى هيچ گونه دليلى بر حذف و تقدير در آيه نيست . و تشبيه افراد انفاق كننده به دانههاى پربركت تشبيه جالب و عميقى است . قرآن مىخواهد بگويد عمل هر انسانى پرتوى از وجود او است و هر قدر عمل توسعه پيدا كند وجود آن انسان در حقيقت توسعه يافته است ، مگر نه اين است كه اعمال انسان تغيير شكلى از قوا و مواد جسمى او است ؟
و به عبارت روشنتر ، قرآن عمل انسان را از وجود او جدا نمىداند ، و هر دو را ، آيه قابل تفسير است و اشاره به يك حقيقت عقلى است . يعنى اين گونه افراد نيكوكار همچون بذرهاى پرثمرى هستند كه به هر طرف ريشه و شاخه مىگسترانند و همه جا را زير بال و پر خود مىگيرند . « 1 »
در نتيجه مفهوم آيه مزبور چنين است كه : اى انسان ! تو همانند گياهى ، و انفاق بسان آبى است كه گياه بدان زنده مىماند و رشد مىكند . به بيان ديگر ، انفاق در وجود تو صفات عالى انسانى ، بخشش ، سخاوت ، مروّت ، انصاف ، شجاعت و . . . را زنده مىكند .
بنابراين ، انفاق پيش از آن كه نفع مادّى براى نيازمند داشته باشد ، سود معنوى براى انفاق كننده دارد و هر چه اين انفاق خالصانهتر ، پاكتر و مناسبتر باشد ، به همان نسبت
هامش
( 1 ) . تفسير نمونه ، ج 2 ، ص 234 .