و آيه شريفه
« وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ »
.
و آيه شريفه
« وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ »
.
و آيه شريفه
« أَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزانَ »
.
اين آيات شريفه با اينكه مشتمل بر احكام فرعى هستند در سوره انعام كه مكى است ديده مىشوند .
و نيز آيه شريفه
« مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ »
و آيه شريفه
« قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ »
در سوره اعراف مىباشند و مكى هستند . و نيز آيه شريفه
« قُلْ لِعِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ »
در سوره ابراهيم كه مكى است واقع است و در سورهء شريفه اسراء كه مكى است
« وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى »
و در سورهء مؤمنون كه مكى است آيه شريفه
« الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ »
واقع شده و در سورهء نجم كه مكى است امر به سجده شده است .
اما در ساير سورههاى مكى فعلا احكام فرعى به نظر نرسيده است .
چهارم : گفته شده : آيهاى كه در آن كلمه « كلا » واقع است مكى است « 1 » اين علامت گر چه حق است ( در كتاب معجم المفهرس در هر جا كه « كلا » هست در جلو آن « مكى » نوشته است ) ولى چنانچه در قبل اشاره كرديم اين علامت را پس از آنكه از روايات و آثار فهميدهايم كه فلان سوره مكى است مشاهده مىكنيم كه « كلا » در آن واقع است نه اينكه از وجود « كلا » در سورهاى تشخيص دادهايم كه آن سوره مكى است .
بعلاوه اين علامت اگر هم صحيح باشد آياتى را تميز مىدهد كه مشتمل بر « كلا » است اما در آيات ديگر ، محتاج به علامت ديگر هستيم .
با توجه به مطالب گذشته مىتوان گفت : قول حق و صحيح آنست كه گفته شد يعنى تميز مكى از مدنى توسط اخبار و آثار روشن مىشود و با غير اخبار از علائم ديگر نيز نمىتوان مكى و مدنى را تشخيص داد .
آيا در سورههاى مكى آيهء مدنى واقع است ؟ و بالعكس ؟
قبلا بايد استبعادى كه ابتداء به ذهن مىآيد بيان شود كه بنا به اصطلاح مشهور كه در
هامش
( 1 ) البرهان ، فى علوم القرآن ، ج 1 ، ص 188 .