شنقشى 29 حقا كى آن ككافر باشند او بيمرند و ايشان كافر باشند . . .
ميبدى ، 18 ايشان كه كافر شدند . . . و بمردند و ايشان كه بر كفر خويش بودند . . .
ابو الفتوح ، 2 / 252 آنان كه كافر شدند و بمردند و آنان كافر باشند . . .
رى ، 23 بدرستى كه آن كسها كه كافر شدند و بمردند و ايشان كافر بودند . . .
بصائر ، 1 / 225 آنكسان كه مقر نيامدند به نبوت محمد . . . و بمردند بر آن و در حال مرگ كافر بودند . . .
مواهب ، 1 / 48 بدرستى كه آنان كه كافر شدند . . . و بمردند و حال آنكه ايشان كافرند .
آيتى ، 25 بر آنانكه كافر بودند و در كافرى مردند . . .
* * *
قيد مصدرى ( انواع مفعول مطلق )
بقره / 121
يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ
ترجمهء رسمى ، 1 / 101 مىخوانند آن را سزاى خواندن آن .
پاك ، 87 مىخوانند توريت و انجيل را . . . چنان كه سزاى آنست .
بخشى ، 27 ايشان را نامه همى خوانند به سزاى خواندن او .
حاشيه ، 138 مر توريت را همى خوانند به سزاى خواندن آن .
قصهها ، 1 / 20 مىخوانند آن را سزاى خواندن آن .
شنقشى ، 21 برخوانند آن را سزاى برخواندنش .
ميبدى ، 14 پىميبرند به آن پى بردن بسزا .
ابو الفتوح ، 2 / 135 كتاب ميخوانند آن را حق خواندنش .
رى ، 18 ور خوانند آن را چنان كه واجب بود خواندن آن .
بصائر ، 1 / 194 برمىخوانند آن را چنان كه سزاى آنست .