تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
ابو الفتوح ، 3 / 170 بفرستاد خداى پيغامبران را بشارت‌دهنده و ترساننده . رى ، 31 بفرستاد خداى تعالى پيغامبران را بشارت‌دهنده و بيم‌كننده . بصائر ، 1 / 257 تا ايزد بفرستاد پيغامبران مژده‌دهنده مر نيكان را و بيم نماى مر بدان را . مواهب ، 1 / 75 برانگيخت خداى پيغمبران را . . . مژده‌دهندگان اهل طاعت را به ثواب و بيم‌كنندگان ارباب معصيت را بعقاب . آيتى ، 34 پس خدا پيامبران بشارت دهنده و ترساننده را بفرستاد . بقره / 264
فَأَصابَهُ وابِلٌ
فَتَرَكَهُ صَلْداً
( صلد را برخى مفعول مىگيرند ) ترجمهء رسمى ، 1 / 171 برسد آن را باران ، دست بدارد آن را هموار . بخشى ، 122 بارانى به نيرو بيايد مر آن سنگ را و خاك از وى ببرد . حاشيه ، 165 پس رسد به او بارانى تيز ، بگذارد سنگ را خشك . قصه‌ها ، 1 / 38 بدان رسد تند بارانى ، بگذارد آن را رت و رده . شنقشى ، 55 به روى بارانى بنهيب دست وادارد آن را تهى و برهنه . ميبدى ، 31 به آن رسيد بارانى سخت ، آن را گذاشت تهى پاك . ابو الفتوح ، 4 / 39 برسد به او بارانى سخت رها كند او را ساده ( ح : پاك از غبار ) . رى ، 41 برسد او را بارانى سخت دست بدارد او را پاكيزه ز خاك . بصائر ، 1 / 301 بارانى به دو رسد و آن سنگ را بشويد . . . و آن سنگ همچنان خشك و بىچيز . . . بگذارد . مواهب ، 1 / 114 پس بدان سنگ رسيد باران بزرگ . . . و بگذاشت آن را سنگى تهى و پاك از گردوخاك . آيتى ، 45 به ناگاه بارانى تند فرو بارد و آن سنگ را همچنان كشت‌ناپذير باقى گذارد .