ابو الفتوح ، 3 / 170 بفرستاد خداى پيغامبران را بشارتدهنده و ترساننده .
رى ، 31 بفرستاد خداى تعالى پيغامبران را بشارتدهنده و بيمكننده .
بصائر ، 1 / 257 تا ايزد بفرستاد پيغامبران مژدهدهنده مر نيكان را و بيم نماى مر بدان را .
مواهب ، 1 / 75 برانگيخت خداى پيغمبران را . . . مژدهدهندگان اهل طاعت را به ثواب و بيمكنندگان ارباب معصيت را بعقاب .
آيتى ، 34 پس خدا پيامبران بشارت دهنده و ترساننده را بفرستاد .
بقره / 264
فَأَصابَهُ وابِلٌ
فَتَرَكَهُ صَلْداً
( صلد را برخى مفعول مىگيرند )
ترجمهء رسمى ، 1 / 171 برسد آن را باران ، دست بدارد آن را هموار .
بخشى ، 122 بارانى به نيرو بيايد مر آن سنگ را و خاك از وى ببرد .
حاشيه ، 165 پس رسد به او بارانى تيز ، بگذارد سنگ را خشك .
قصهها ، 1 / 38 بدان رسد تند بارانى ، بگذارد آن را رت و رده .
شنقشى ، 55 به روى بارانى بنهيب دست وادارد آن را تهى و برهنه .
ميبدى ، 31 به آن رسيد بارانى سخت ، آن را گذاشت تهى پاك .
ابو الفتوح ، 4 / 39 برسد به او بارانى سخت رها كند او را ساده ( ح : پاك از غبار ) .
رى ، 41 برسد او را بارانى سخت دست بدارد او را پاكيزه ز خاك .
بصائر ، 1 / 301 بارانى به دو رسد و آن سنگ را بشويد . . . و آن سنگ همچنان خشك و بىچيز . . . بگذارد .
مواهب ، 1 / 114 پس بدان سنگ رسيد باران بزرگ . . . و بگذاشت آن را سنگى تهى و پاك از گردوخاك .
آيتى ، 45 به ناگاه بارانى تند فرو بارد و آن سنگ را همچنان كشتناپذير باقى گذارد .