روايح « 1 » فوح « 2 » براعت در و ديوار غرفهء مشامِ جان ، و فرش و عرش قصر شامّهء روان را مشك « 3 » آذين « 4 » و عنبر آگين ساخت . « 5 »
قواى عقلانيه « 6 » كه عزلتگزينان صومعهء فراغ ، و مشاعر ادراكيه كه خلوتنشينان زواياى جمعيتخانهء دماغاند ، از معاكف و معابد خود بيرون آمده « 7 » ، استعلام مكنون سواد عبارات ، و استقبال مضمون سناد « 8 » استعاراتش را بر يكديگر مسابقت و پيشگيرى گرفتند « 9 » . ارقام عواطف فرجامش عبارت بود از اشارت « 10 » همايون « 11 » بندگان « 12 » آفرينش « 13 » ، قهرمان فلك الافلاك پادشاهى و مثال ميمون « 14 » فرمان آسمان بنيان نوّاب سپهر ركاب محدّد الجهات شاهنشاهى ، مزاج عالم عناصر و اركان ، و « 15 » قوام مزاج « 16 » معدلت و احسان ، پادشاه حوزهء ملّت اسلام ، و حامى بيضهء دين مبين عترت « 17 » خير الانام ، عالم آراى نظام سلاسل آفرينش ، فرمانفرماى اصقاع « 18 » / 4 / اقاليم دانش و بينش ، سلطان اعاظم السلاطين و سيّدهم ، خاقان قماقم / 5 / الخواقين و ايّدهم . « 19 »
اللّهمّ كما أيّدته بنصرك لنصرة عبادك ، و حراسة « 21 » بلادك ، و حماية دينك ، « 22 » و خبز « 23 »