طبيعى . و همچنانچه « 1 » جمع اصول مراتب اعداد و حروف از « ا » تا « 2 » « ط » « 3 » محصّل عدد آدم است كه قدر مسّاحى « 4 » سطح اصل است ، و ضرب « ج » در « ه » محصّل مرتبهء عدديهء خمسة عشر كه قدر وفق اصل است ؛ همچنين « 5 » ضرب « ج » در « ن » محصّل عدد عيسى است - اعنى عدد اسم عالى المرتبهء « عليم » « 6 » - كه « 7 » وفق « 8 » طبيعى مربّع « ج » است ، به تسيير « 9 » طبيعى عقود عشرات از « ى » تا « ص » ؛ و جمع عقود عشرات از « ى » تا « ص » « 10 » محصّل مرتبهء عدديهء چهار صد و پنجاه كه قدر تكسير مسّاحى سطح آن وفق ؛ و از اين جهت ، اين وفق را « عيسوى » و وفق « 11 » اصل را « آدمى » ناميدهاند ؛ و اين سرّ « 12 » در « 13 » بطون قرآن كريم آنجا « 14 » كه فرموده است :
/ 240 / مكنون و مكتوم است . چهار صد و پنجاه در اعداد مركّبهء عقود مئات ، « 15 » به منزلهء چهل و پنج است در اعداد مركّبهء عقود عشرات ؛ و عدد « جبّار الجبابره » است و « بارئ العقول » « 16 » از اسماى قدّوسيهء الهيّه ؛ و مسطّح « ه » و « ص » است . همچنانچه « 17 » از جمع « 18 » عشرات از « ى » تا « ص » حصول مىپذيرد ، « 19 » از ضرب « ه » در « ص » نيز متحصّل مىشود . پس روحانيت « ه » در مرتبهء دقيقهء « صاد » ، اشارت به اين نكته را متضمّن آمده است . و مسطّح « ج » « 20 » در « ص » كه عدد اسم رحمانى « كريم » است ، قدر مسّاحى تكسيرى سطح وفق « ص » ؛ اعنى مسطّح « ج » در « ل » « 21 » كه « ولى الجود » « 22 » است و