تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧

در نعت حضرت خاتم النبيّين صلى الله عليه و آله و سلّم

زرّين صدفى جواهر افزاى * در بحر كف محمّدت جاى هر چند رداى زر نمائى * تارى ز رداى مصطفائى ميخ زرى از پى بهارا [ 17 ] * مر حلقهء درع مصطفى را در دامن درع آن مظفّر * نه چرخ ز حلقه‌اى است كمتر هر درع كه دست كبريا بافت * خاص از پى قدّ مصطفى بافت در دست رضاى آن مطهّر * دستنبوى است خلد انور در دار الملك سرّ قرآن * خطبهء ابدى به نام او دان و ايزد كه قسم به جانش خورده‌َست * سجّاده‌ش اديم خاك كرده‌ست [ 18 ] هر شب كه عمود صبح شد راست * خاص از پى كوس كوب او خاست خيمه زده شرع در جنابش * حبل اللّه المتين طنابش بگرفته جهان و هفت سقفش * پس كرده به وفق شرع وقفش دنيا كه دو روزه كاخ و كوخى است * در راه محمّدى كلوخى است هر كو سوى خوان مصطفى تافت * از فرّ و بهيش فربهى يافت چون عيد بقا رسيد ناچار * قربانش كنند بهر مختار « 1 »

پى نوشتها

[ 1 ] - سفيد مهره : نوعى صدف كه از استخوان وى بوق سازند ( فرهنگ معين ) دردم : بدَم ، بنواز . [ 2 ] - زندان ،
هامش
( 1 ) مثنوى تحفه العراقين ، حكيم اجّل خاقانى شروانى ، حواشى و تعليقات دكتر يحيى قريب ، شركت سهامى كتابهاى جيبى ، تهران 1357 ه . ش ، ص 22 .
مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 37 | احمد احمدى بيرجندى