غرر
؛ ثلاث ليال من اوّل الشهر ، الغرّة : بياض فى جبهة الفرس اا و - من كلّ شىء : اوّله و معظمه و طلعته اا و - من الرجل : وجهه . و كلّ ما بدالك من ضوء أو صبح فقد بدت غرّته
فترت
؛ فاصلهء ظهور دو پيامبر و يا امتداد زمانى ميان فرمانروايى دو پادشاه ، الإنكسار و الضعف
فقر مكب
؛ فقرى كه آدمى آن را به روى آورد و إظهار به ديگران كند و از اين رو در دعا مىخوانيم : أعوذ باللّه من الفقر المكب . . .
قاصمات ظهر
؛ كمر و پشت شكنان و در عبارت عربى آمده است :
قصم الفقر ظهري و الفقر من قاصمات الظهر
قاطبة
؛ همه ، عموم ، تمام
لو حَشَ اللّه ؛
در اصل لا اوحشه اللّه بوده و معنى آن وحشت ندهد او را اللّه تعالى ، در وقت تعظيم و استعجاب به معنى خواهش و تحسين به كار مىرود
لو حش اللّه ؛ از قد و بالاىِ آن سروِ سهى * زانكه مانندش به زيرِ گنبدِ دوّار نيست
قلّاش
؛ خراباتى ، بىنام و ننگ
متخرّج
؛ فراراه افتاده در علم و ادب ، فارغ التحصيل
مجاعت
؛ گرسنگى ، سال مجاعت : سال قحط و گرانى ارزاق
اين سخن پايان ندارد آن فقير * از مجاعت شد زبون و تن اسير
[ مثنوى 3 / 96 ]
محظور
؛ ممنوع ، حرام ، ناروا
محجر
؛ حرم ، اطراف قريه از باغها و غيره ، حايلى كه جلو ايوان گذارند
مخضرم
؛ مرد ختنه ناكرده ، آن كه بخشى از عمر خود را در عهد جاهليّت