تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١

لطف

؛ 1 - نرمى در كار و كردار ، رفق ، مدارات ، خوش‌رفتارى ، مودّت ، برّ ، نيكوكارى ،
خاكِ چهل صباح ، سرشتى به دستِ صُنع * خود بر زبانِ لطف براندى ثناىِ خاك
[ خاقانى ]
تو مرا مىكُشى به خنجرِ لطف * من در آن خون به ناز مىغلتم
[ خاقانى ]
لطف ، از مزاجِ دهر ، بشد گويى * اى مرد ، لطف چه ؟ كه وفا هم شد
[ خاقانى ]
مرغ را هم به لطف صيد كنند * پس بِبُرَّند سر به ناكامش
[ خاقانى ]
گر به لطفم به نزدِ خود خوانَد * ور به قهرم برانَد ، او دانَد
[ سعدى ]
مباد آن روز كز درگاهِ لُطْفت * به دستِ نااميدى سر بخاريم
[ سعدى ]
گرش به قهر برانى ، به لطف باز آيد * كه زر همان بُوَد أَرْ چند بار بگدازى
[ سعدى ] 2 - توفيق و لطف خداى :
رفت در شهر ، آبِ خاقانى * كار با لطفِ كردگار افتاد
[ خاقانى ]
كرم بين و لطفِ خداوندگار * گنه بنده كرده است و او شرمسار
[ سعدى ]
اى سليمان در ميانِ زاغ و باز * لطفِ حق شو ، با همه مرغان بساز
[ مولوى ]