يادداشتهاى پيش گفتار
- قرآن كريم ، سورهء 33 « احزاب » ، آيهء 56
- كلمهء « بويه » كه ما بين ادبا و شعراى فعلى به تقديم باء موحّده بر ياء معروف و معمول و به معنى تمنّى و آرزو شايع و متداولست ، در نظم و نثر قديم به صورت « يوبه » و تقديم ياء دو نقطه بر باء موحّده هم به معنى تمنّى و آرزومندى به كار رفته و به نوشتهء « فرهنگ سرورى » و « برهان قاطع » و امثال آنها هر دو ضبط را صحيح دانستهاند . در نسخهء معمول فرهنگ اسدى ، چاپ طهران ، همين شكل اخير كلمه يعنى « يوبه » را به معنى آرزومندى ضبط كرده و از « فرّخي » بيت ذيل را شاهد آورده است :
چون مرا يوبهء درگاهِ تو خيزد چه كنم * رهى آموز رهى را و از اين غم برهان
* * * و در طىّ اشعار دقيقى نيز « بويه » آمده است :
. . . كرا بويهء وَصْلَتِ مُلك خيزد * يكى جنبشى بايدش آسمانى
* * * به هر حال اگر به استناد تداول و كثرت استعمال امروزين ، وجه رايج « بويه » دليل ترجيح به صورت قديم « يوبه » باشد ، در تصحيح متون ادبى ، تنها مىتوان از صورت « يوبه » به عنوان قرينهء تصحيح استفاده كرد . چنان كه كلمهء « بوى » و « بو كه » نيز كه به همان معنى تمنّى و آرزو است در السنهء فصحاء شايع و متداولست - در اشعار « حافظ » نيز به كار رفته است :
به بوىِ نافهيى كاخر صبازان طرّه بگشايد * ز تابِ جَعدِ مشكينش چه خون افتاد در دلها
[ غزل 1 بيت 2 ص 18 ]
* * *
در خيال اين همه لعبت به هوس مىبازم * بو كه صاحب نظرى نامِ تماشا بِبَرَد
[ غزل 124 بيت 5 ص 264 ]
* * * [ براى اطّلاع از تفصيل نگاه شود به ص 167 ، 410 ، 523 ، 578 ، ديوان مختارى و يادداشت مرحوم همايى و نيز كليله و دمنه ذيل صفحهء 166 و 246 چاپ مينوى ]