در پژوهشهاى اخير نيز مىتوان چگونگى آزمايش ايزدى مذكور را نزد هندوان ، در اوستا ، در تورات و در نوشتههاى پهلوى ، در بخش سوگند « ويسپرد » گزارش روانشاد پورداوود كه به كوشش روانشاد دكتر بهرام فرهوشى در سال 1334 ه ش چاپ شده است بتفصيل خواند .
رقيب
؛ مواظب ، مراقب ، نگاهبان ، پاسبان ، موكّل ( فرهنگ معين ) در قصيدهء رودكى كه به مطلع :
آمد بهارِ خرّم ، با رنگ و بوىِ طيب * با صد هزار نزهت و آرايشِ عجيب
آغاز مىشود . به همين معنى به كار رفته است :
خورشيد را از ابر دهد روى گاهگاه * چونان حصارييى كه گذر دارد از رقيب
[ احوال و اشعار رودكى تأليف سعيد نفيسى - ج سوم ص 968 و 969 چاپ 1319 ]
روا مدار خدايا كه در حريمِ وصال * رقيب مَحرَم و حِرمان نصيب من باشد
[ حافظ 156 / 3 ]
رقيب آزارها فرمود و جاىِ آشتى نگذاشت * مگر آهِ سحر خيزان سوىِ گردون نخواهد شد
[ 161 / 2 ]
من ، أَرْ چه در نظرِ يار خاكسار شدم * رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند
[ 176 / 2 ]
يا وفا يا خبرِ وصلِ تو با مرگِ رقيب * بُوَد آيا كه فلك زين همه كارى بكند ؟
[ 184 / 8 ]
ايزد كه رقيب جان خرد كرد : يعنى خداوند كه عقل را حافظ و حامى جان آفريده و عقل كلّ و وجود مطلق است ، نام ترا رديف نام خود كرد .