( 11 )
هر آدميئى ، كه او ثنا گفت * هرچ آن نه ثناىِ تو ، خطا گفت
خود خاطرِ شاعرى چه سنجد * نعتِ تو ، سزاىِ تو ، خدا گفت
گر چه نه سزاىِ حضرتِ تست * بپذير هر آنچه اين گدا گفت
هر چند فضولْ گوىْ مرديست * نادانى كرد و ناسزا گفت
زان گفته و كْرَدِهْ گر بپرسند * كز بهرِ چه كرد ؟ يا چرا گفت ؟
اين خواهد بود عُدَّتِ او * كفّارهء هر چه كرد يا گفت
تو محو كن ، از جريدهء او * هر هرزه كه از سرِ هوى گفت
چون نيست بضاعتى ز طاعت * از ما گُنَه وز تو ، شفاعت