( 10 )
اى سايه ز خاك بر گرفته * وز روىِ تو ، نور ، خور گرفته
اى بال گشاده بازِ چترت * عالَم همه زيرِ پر گرفته
طوطىِّ شكر نثارِ نُطْقَت * جانها همه در شَكر گرفته
افكنده وجود را پسِ پُشْت * پس فَقْرِ فكنده ، بر گرفته
از بهرِ قبولِ توبهء خويش * آدم ، سخنِ تو ، در گرفته
آنجا كه جَنيبتِ تو رَفْرَفْ * عيسى ، دُمِ لاشه خر گرفته
آنجا كه نشيمنِ تو ، طوبى * موسى ، رِه طور بر گرفته
در مكتبِ جان ، ز شوقِ نامت * لوحِ أرِنى ز سر گرفته
تا حصنِ تو ، نسجِ عنكبوتست * أوْهَنْ نه ، كه أحْصَنُ البُيوتَسْتْ